کانون نمازوقرآن جرعه نورزابل

تکریم شخصیت انسان در قرآن

سخنم را با یاد الله شروع می کنم و از او مدد و یاری می جویم که هر چه دارم از اوست و بازگشتمان به سوی اوست سخن از قرآن کتاب جاویدان الهی و سرمنشا خیر و برکت در زندگی دنیوی و اخروی است کتابی که چنان ارزشی دارد که بعد از چندین قرن که از نزول آن می گذرد هنوز پابرجا و استوار هدایتگر انسانهایی است که مشتاق به خودیابی و بالاتر از آن خدایابی هستند و برترین کتاب و برترین قانون در جهان آفرینش است.

انسانها با طبیعتی گمنام روبرو هستند که هر چه پیش تر می روند سرگشتگی هایشان بیشتر می شود و ابهامشان افزونتر. شکافتن رمزهای در قرآن توسط انسان که با عقل جستجوگر خویش به تأمل در مفاهیم این کتاب بزرگ می پردازد پرده های شک و تردید را از دیدگاه او کنار می زند و عظمت و شکوه آایت خدا را با چشم دل مشاهده می کند.

یکی از معجزات قرآن این است که در روزیکه مردم بخصوص قوم عرب و اهالی حجاز اطلاعی از کتب پیامبران نداشته اند با صراحت و تکرار از تحریف آنها سخن گفته و بسیاری از موارد تحریف را درعقاید و احکام نام برده است و نیز پاره ای مطالب از آنها نقا فرموده است، قصه ها و داستانها و تواریخی مشترکا در قرآن و کتابهای تحریف شده آمده است با مقایسه آنها می توان اطمینان حاصل کرد که قرآن جز به حق پروردگار نمی تواند باشد که علام الغیوب است.

عبارت ان الانسان خلیفة الله فی الارض تکریمی است که خدا برای شخصیت انسان قائل است تا بداین که او را خلیفة الله می خواند و به او اختیار و آزادی داده تا آنچنان زندگی کند که می خواهد تا آن حد که به حقوق دیگران و خودش تجاوز نکند. داستان حضرت یوسف ،یونس، طالوت و داوود ، ابراهیم و ایوب و.... حکایت از این دارد که این پیامبران در دعوتشان به سوی الله طوری رفتار کردند که به شخصیت و روح لطیف انسان خدشه ای وارد نشود. مثلا در داستان حضرت داوود می خوانیم «انا سخرنا الجبال یسبحن بالعشی و الاشراق  و ما مسخر کردیم با داوود کوهها، تا کوهها با داوود بامدادان و شبانگاهان تسبیح کردند.»

و الطیر محشورة کل له اواب  و مرغان را حشر کردیم و گود کردیم تا آواز داوود را گوش داشتند و با او تسبیح می کردند و آنچنان بود که خدا داوود را آواز داده بود که هر گز پیش از او و پس از اوهیچ کس چنان آوازی نبوده است بخروش.

داوود زبور را به هفتاد آواز و هفتاد لحن می خواند که هیچ آوازی و هیچ لحنی از آن به دیگر نمی ماند.«و اذا قیل النشر و انا ینشروا یرفع الله الذین امنوا منکم» و چون شما را گویند اندر مجلس یا اندر صف حرب برتر شوید یا برخیزید تا خدای شما را پاداش دهد بدان که فرمان پیامبر(ص) کنید. پس آنگاه گفت«یرفع الله الذین امنوا منکم» زیرا که خدای عزو جل آنکس ها را که در شما مومنان مخلصانند در ؟؟؟ برداشته کند (بلند کند) اندر آن جهان و اندرین جهان که ایشان را به فضل و کرامت برداشته کرده است. و در داستان حضرت ایوب جبیر روایت کرده است از ضحاک از عبدالله عباس که سبب بلای ایوب آن بود که درویشی، کسی بر رستمی می کرد، فریاد خواست از ایوب که آن ستم از و بازدارد او نداشت و نیز گفته اند که مبتلا شد به بی گناهی، تا ثواب آن او را مخدر ماند. «فاستجا له» مستجاب کردیم دعای او را  انکشفنا ما به من ضرا  و برگردانم از او رنج ها و ببردیم از او بیماری را.

(و اتیناه اهله) و دادیم بر او فرزندان (و مهلهم معهم) و هم چند فرزندان دیگر. و آن چنان بود که خداوند زنده کرد هر که مرده بود از پسران و دختران او. عبدالله عباس می گوید: هر خواسته ای که از آن او بشده بود دو چندان باز داد (رحمة من عندنا) ببخشودیم برو و بخشودنی که جز ما آن بخشایش کس نتواند. که از پس نماز دیگر تا آنگاه که آفتاب فرو شد برو ملخ زرین می بارید. «و ذکری للعابدین» و قصه ایوب پندیست هر یکی گو به آنان که خدا رانیکی می پرستند.

درداستان حضرت یونس و گریز از قومش خدا او را در شکم یک نهنگ محافظت می کند تا اینکه حضرت یونس به اشتباه کارش پی می برد و استغفارمی کند و لغزشهای این چنینی در بعضی از پیغمبران دیده شده که از طرف خداوند آمرزیده گشته است. چه بسا کسانی که در مرز مغرب و مشرق قادر به انتخاب راه نیستند و مرشدیرا برنگزیده اند و راه به جایی نمی برند و به مقصد نخواهند رسید.

در سوره یوسف می خوانیم(آیه 21و22) (و قال اندی اشترله من مصر لامر اته اکرمی مثوله عسی ان ینفعنا او نتخذه ولدا و کذلک مکنا لیوسف فی الارض و لنعلمه من تأویل الاحادیث و الله غائب علی امره ولکن اکثر الناس لایعلمون) و لما بلغ اشده ءاتینه حکما و علما و کذلک ؟؟؟ المحسنین حکایت زا انسانی است که در اثر مجاهده نفس و پاکی ضمیرش مقامی عظیم در نزد پروردگار پیدا می کند که خداوند علم الدنی(تعبیر خواب) را به او ارزانی می دارد. و او را نزد دیگران عزت و مقام و جلال می دهد. حکایتهای از این قبیل در قرآن که تعدادشان بسیار است به ما می گوید که هر کس راه مستقیم را انتخاب کند پروردگار جهانیان طبق درجات انسانیت او را از فرش به عرش می برد جایی که حضرت محمد(ص) درشب معراج فرستاده می شود جایی بود که حتی جبرئیل اجازه ورود به آنجا را نداشت قرآن انسان را یک موجود مسخ شده نمی داند او را نطفه ای می داند که روح خدا در آن دمیده شده و تکامل یافته و شایسته آن شده که به درجات کمال برسد و سرنوشت آینده خود را رقم بزند. صد و بیست و چهار هزار پیامبر(ص) برای بشر آمد تا به او بگوید که شخصیت تو آنقدر بالاست که دست به کاری بزنی که از منزلت و مقام خود پست تر شوی، و با حیوانات هم رتبه شوی و یا از آنها هم پست تر شوی. تو کسی هستی که فرشتگان عالم برایت سجده کردند تو همانی که زمین و آسمان برایت سرتعظیم فرود می آورد (تو کسی هستی که کوهها از عهده مسولیت تو سر باز می زنند)

(کلکم راع و کلکم مسئول عن الرعیة) از مجموع تفاسیری که در المیزان در مورد فطرت و مشتقات مختلف آن شده است چنین استفاده می شود که انسان در جریان خلقت و ایجاد معرفتی خاص نسبت به پروردگار خویش سرشته شده است و خدای سبحان بشر را بر فطرت توحید آفریده، فطرتی سالم که مساله معرفت و ربوبیت و خوبی و تقوی و بدی فجور را در آن ؟؟؟ کرده و انسانها بر اساس همین فطرت سالم زندگی نموده و در نتیجه مشتاق معرفت پروردگار خود و عمل صالح گشته و از فجور و عمل زشت نفرت داشته باشند.

به نظر علامه طباطبائی پروردگار متعال انسان را طوری آفریده که درآغاز پیدایش خودش ار بشناسد و او را با خواص ظاهری و باطنی مجهز ساخته تا ظواهر اشیاء و همچنین معانی روح را که بوسیله آنها با اشیاء خارجی ارتباط پیدا می کند مانند اراده و کراهت و حب و بغض و خوف و رجاء درک نماید و در آنها تصرفاتی از قبیل مترتب ساختن انجام دهد و در امور نظری که خارج از مرحله عمل است قضاوتهای نظری و در امور مربوط به عمل قضاوتهای عمل بنماید و همه طبق موازینی است که فطرت اصل تشخیص می دهد آن همان عقل است در آیه10 از سوره ملک می فرماید(و قالو لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی الحساب السعیرا) و گفتند اگرما می شنیدیم یا تعقل می کردیم از اهل آتش نبودیم. دنیا اگر چه چون قفسی است در حصار تن و برای وسعت روح انسان کوچک است اما زیباست زیرا فطرت انسان زیباست و خوب نگریستن و خوب بودن ملاکی است که میتوانیم زندگی را از این عالم به عالم دیگر فراتر ببینیم و آنچه نادیدنی است آن را ببینیم.

 

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه دهم خرداد 1390ÓÇÚÊ 8:54 ÊæÓØ حسن جلالی نژاد|


ÂÎÑíä ãØÇáÈ
» عیدنوروزدرآیات وروایات
» اشعار محرم و صفر
» پیامک های ولادت امام رضا (ع)
» اشعار ولادت امام رضا(ع)
» اشعار شهادت امام صادق (ع)
» ويژه ماه مبارك رمضان
»
» فضيلت ماه شعبان
»
» 15خرداد


Design By : Abbasi