کانون نمازوقرآن جرعه نورزابل

 روشهای تربیتی در قرآن

فهرست:

پیشگفتار

فصل اول: شناخت انسان

بخش اول: حقیقت انسان

شئون وجودی نفس انسان

دیدگاه تربیتی قرآن

بخش دوم: دیدگاه قرآن در مورد تفاوتها

فصل دوم: تکریم شخصیت انسان در قرآن

انسان مظهر اسماء الهی

فصل چهارم: منزلت تعلیم و تربیت در قرآن

هدف کلی و نهایی تعلیم و تربیت

 

پیشگفتار

بشر با همه پیشرفت ها در زمینه علوم و تکنولوژی به علت انحرافات اخلاقی و تربیتی که حاکی از عدم وجود یک نظام صحیح تعلیم و تربیت می باشد- گرفتار بحران و نابسامانیهای فراوان شده است. نداشتن یک جهان بینی صحیح و فقدان یک دیدگاه درست درباره خدا و جهان و انسان و تعلیم و تربیت و همچنین عدم آشنایی با ساختار وجودی انسان از دیدگاه وحی، سبب بروز بحران شدیدی در ارزش ها و ناهماهنگی فراوان در فرآیند نظام آموزش و پرورش در جهان گردیده است.

قرآن کتابی است الهی که برای انسانها نازل شده در طول قرنهای متمادی انسانهایی تربیت کرده است که هر یک همچون ستاره ای پرفروغ در میان جوامع درخشیده و به زندگی انسانها معنا بخشیده و زمینه ساز حرکتهای آزادی بخش در میان ملتها بوده است.

نفوذ شگفت انگیز آیات قرآن در دل و جان انسانها، تحولی عظیم در ابعاد گوناگون زندگی بشر ایجاد کرده و همیشه الهام بخش تفکرات سازنده و ارزشهای والا بوده است.

اغلب متفکران و رهبران راستین بشر از سرچشمه زلال این کتاب سیراب گشته اند. قرآن کتابی نیست که انسانها را تنها پند و اندرز دهد و مسائل زندگی را به صورت ذهنی و تئوری بیان کند بلکه در هر زمان که خواسته است ارزشی را بیان کند، با ارائه نمونه های عینی در جامعه، صداقت و صراحت و واقع گرایی خود را به اثبات رسانیده و همواره فعلیتها و نیکیها را همراه با مطرح ساختن شخصیت نیکان معرفی کرده است.

در عصر کنونی که اسلام تجدید حیاتی دوباره یافته و مسلمانان رو به سوی قرآن می آورند و احساس نیاز می کنند که با ژرفای آن آشنا می شوند و تعلیمات حیاتبخش آن را بکار گیرند. ضرورت شناخت فرهنگ عمیق اسلامی و آشنایی با مبانی تعلیم و تربیت آن بیش از هر زمان دیگر برای افراد جامعه و نظام آموزشی و ارشادی و همچنین دستگاههای تبلیغاتی و ارتباط جمعی کشور اهمیت پیدا می کند. زیرا قرآن رسالتی جهانی داشته و انسانها تنها با شناخت و بکار بستن تعلیمات ویژه آن می توانند به سعادت و خوشبختی ابدی دست یابند.

قرآن براساس فطرت و طبیعت انسان، برنامه های واقع گرایانه و کامل را اراته می دهد و درهمه مسائل اساسی و مبتلا به زندگی انسان اظهار نظر میکند. چرا که تسیانا کل شیء (قرآن بیان کننده هر چیزی است- نحل آیه 89) است.

با توجه به آشفتگی فکری و فرهنگی جهان و افول پیاپی مکتبها و ایدئولوژیهای مختلف و سرگردانی اندیشمندان جهان نسبت به شناخت انسان و قوانین جامعه و ارزشهای مطلوب آن از یک طرف و کلی مبهم بودن برنامه های ارائه شده توسط بعی از نظریه پردازان و روشنفکران جهان-که نظام سلطه  ماتریالیستی و لیبرالیستی بر بینش آن حاکم است- رسالت جامعه اسلامی و رهبران فکری آن بیش از پیش سنگین تر گشته است و بهترین پشتوانه ادای دین رسالت عبادت است از الهام گرفتن از سخان درربار پیامبر اکرم(ص) و چنگ زدن به دامن قرآن کریم، چنانکه آن حضرت خود فرموده است:

(أنا لتسبت علیکم الفتن بقطع الیل المظلم فعلیکم بالقرآن): هر زمان که پرده های فتنه همانند پاره های تاریک شب بر شنا سایه افکند، به قرآن روی آورید و بدان تمسک جویید و از راهنمایهای آن بهره مند شوید.( اصول کافی، ج2،ص238) برای شناخت مبانی تعلیم و تربیت در قرآن باید قبل از هر چیز اندیشه ها را از یافته ها و بافته های ذهنی مکتبهای مختلف فلسفی و تربیتی غیر الهی و عادتهای جاهلیت جدید و قدیم می کنیم و در جست و جوی اصولی برآییم که آیات قرآنی، ما را بر اساس فطرت پاک انسانی مان، رهنمون می سازد. راه و روشی که قرآن برای انسانها ترسیم می کند.

بر اساس قوانین آفرینش و نظام احسن بنا شده و مخاطب آن، انسانهایی است که به آن گرایش، ایمان و یقین پیدا کرده اند. برای چنین کسانی، پیامهای قرآن، روشن و قابل درک است. قرآن به صورتی موزون و دل انگیز، قوا و استعدادهای انسان را بسوی رشد و بالندگی سوق می دهد و همواره بر آن است که بین جسم و روح، عاطفه و عقل، دین و دنیا، فکر و عمل، کار و عبادت در نهایت، بین انسان و خدا، ارتباطی منسجم و پیوندی ناگسستنی و پایدار ایجاد کند.

قرآن کریم، انسان را بصورت واحدی غیرقابل تجزیه و برخوردار از پیوندی حقیقی با نظام آفرینش در نظر می گیرد و در عین حال به تک تک قوا و استعدادها و نیازهای جسمی و روحی وی توجهی خاص مبذول می نماید. قرآن کریم بر مکتبهای که انسان را صرفاً موجودی مادی می انگارند و تنها به غرایز مادی او مجال ظهور می دهند و ابعاد معنوی روح او را نادیده می گیرند و همچنین بر فلسفه هایی که انسان را تنها به زندگی زاهدانه آکنده از بی خبری و بی دردی دعوت می کنند و سایر ابعاد وجودی او را از نظر دور می دارند مهم بطلان می نهد. چرا که، هر دو بینش منکر رشد و شکوفایی متعادل قوا و استعدادها و همچنین بهره وری طبیعی از نعمتها برای رشد و بروز خلاقیت ما در حیات طیبه انسانی است. مکاتب روان شناسی، بطور کلی، انسان را تنها از دیدگاه انگیزه ها و علاقه ها و نیازهای مادی و اجتماعی و یا واکنش های انعکاسی رفتار می نگرند و غالباً بر یک یا چند ویژگی انسان تکیه کرده و از بقیه ابعاد وجودی و ژرفای ضمیر باطنی وی و ارتباط آن با مبدأ نظام آفرینش غفلت ورزیده و آن را از نظر دور می دارند و طرحها و برنامه هائی را که ارائه می دهند معمولاً نارسا بوده و انسان را بصورت موجودی تک ساختی و یک بعدی پرورش می دهد. با بررسی مکتبهای تربیتی و روشهای گوناگون آنها یک بار دیگربا تضاد اصولی ارزشهایی که در شناخت انسان به عنوان مبانی کار خود قرار می دهند روبه رو می شویم. از دیدگاه قرآن، انسان شگفت انگیزترین موجودات عالم خلقت است. و خود عالمی است با امکانات بی شمار و دارای شایستگی مقام خلیفة الهی در روی زمین و مسجود فرشتگان. قرآن در معرفی انسان، همه ابعاد وجودی او را در نظر می گیرد و خطوط  کلی برنامه هائی را که ارائه می دهد او ار هماهنگ با طبیعت و فطرت و همسو با نظام آفرینش در جهت کمال دعوت می کند. قرآن همواره انسان را زا افراط و تفریط در ارضای نیازهای طبیعی خود بر حذر می دارد و او را به سوی رشدی متعادل و متناسب سوق می دهد. در تعالیم اسلام، محور همه تلاشها و کوششهای پیامبران، آگاه کردن انسانها به سرمایه های ذهنی و درونی و ارزش های وجودی و عزت نفس است. به کارگیری این سرمایه ها پس از تزکیه نفس و زدودن تمام قید و بندها و عادات و رسوم غلط جاهلیت، در شکل و فرم جدید و قدیم آن، در جهت تبلور و شکوفایی تام و تمام استعدادها فطری است. در همه برنامه های تربیتی توجه به مبدا هستی کاملا محسوس است چرا که اسنان مظهر جمیع اسماء و صفات الهی است و تنها رشد و پرورش انسان در ارتباط مستمر با مبدا آفرینش است که معنا و جهت پیدا می کند و به انسان ارزش می دهد و او را برای حرکت به سوی کمال نهایی و قرب الهی آماده می سازد، ارزشهائی که قرآن برای زندگی انسان معرفی می کند دارای اصولی ثابت و مطلق است و فضیلت هی که مطرح می سازد، امری قراردادی و اعتباری نیست. سعادت و رستگاری جاوید حقیقتی است که انسان تنها در سایه سعی و تلاش خالصانه و آگاهانه خود می تواند بدان دست یابد. از دیدگاه قرآن، انسان قدرت خودسازی و تاثیر گذاری در خود و دیگران دارد.

همچنانکه از دیگران نیز متاثر می شود. از این رو، موجودی است قابل تعلیم و تربیت پذیر و نیازمند بدان و اساساً  خود موضوع تعلیم و تربیت است. شناخت حقیقت انسان و آشنایی با شوؤن وجودی وی و ارزشهائی که او باید بدست آورد و همچنین آشنایی با اسوه های و شخصیت های برجسته ای که قرآن ترسیم می کند و عملکردها و موضع گیریهای پیامبران در موقعیت های مختلف اجتماعی در مقابل طاغوتها و ستمگران و قدرت طلبان و پیامها و رسالت آنان در ارتباط با مردم و حمایت از مستضعفین، همه و همه اساس تعلیم و تربیت قرآنی را تشکیل می دهند.

آیات قرآنی، راه و روش زندگی و دستیابی به حیات طیبه را برای هر انسانی و با هر ظرفیتی ایمان و عمل صالح می داند. مبانی تعلیم و تربیت در قرآن بر اساس تکیه گاهها و نگرشهای این کتاب الهی، نسبت به حقیقت انسان و شوؤن وجودی وی و هدف و کیفیت رشد و حرکت او به سوی کمال ترسیم می شود. هدف از تعلیم و تربیت قرآنی، هدایت انسانها به سوی کمال مطلق است و روشی را که ارائه می دهد برای هر چه بیشتر فراهم نمودن زمینه های رشد و خلاقیت در جهت تکامل است، به طوری که در مسیر زندگی تکاملی از عزمی راسخ برخوردار می باشد به نحوی که در فرآیند عملی و در برخوردهای زندگی، روشی صادقانه داشته و همواره بر اساس راستی و صداقت زندگی می کند. چنین شخصیتی مقرب درگاه الهی و سرشار از ایمان است، بطوری که می تواند رهبری و هدایت خود و دیگران را به عهده بگیرد. برای شناخت انسان ابتدا از آیات قرآنی بهره می گیریم و آن گاه بر اساس شخصیتهای نمونه ای که به عنوان(اسوه) معرفی شده اند و دیدگاه خود را درباره انسان متعالی دست یابی به نظام تعلیم و نربیت اسلامی ارائه می دهیم.

فصل اول: شناخت انسان

بخش اول: حقیقت انسان الف) بعد مادی و خاکی ب) بعد روحی و الهی

الف) بعد مادی و خاکی: از دیدگاه قرآن، سرشت اولیه انسان را، عناصری مادی و خاکی تشکیل می دهند و بخشی از شخصیت محسوس او به طبیعت گره خورده است، تامل و تفکر درباره انسان که از چه آفریده شده، علاوه بر این که ما به شناخت یکی از شگفت انگیزترین آیات الهی رهنمون می سازد، موجب تنبه و تذکر و اصلاح روحی و روانی و اخلاقی شخصیت انسان نیز می گردد. در قرآن اشاره شده که آدم ابوالبشر از خاک، گل، گل چسبیده، گل خشک شده، لجن، لجن متعفن آفریده شده است. اینها همه ناظر به بعدی از انسان است که سر منشا آن در نشئه طبیعت است.( فأنا خلقناکم من تراب  ما شما ار از خاک آفریدیم . حج/5) ( و لقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون. ما آدمی را از گل خشک، از لجن متعفن آفریدیم. حجر/3)

ب) بعد روحی و الهی: با تامل در آیات دیگر، در می یابیم که انسان تنها یک موجود ماید و محسوس نیست بلکه دارای وجودیی ماورایی است که بعد از مرگ بدن در نئشه طبیعت، نیز باقی می ماند و حیاتی جاوید و سعادت و یا شقاوتی ابدی خواهد یافت. در واقع حقیقت و انسانیت انسان به روح او است و جسم، تنها به منزله ابزاری برای فعالیت و محرکی برای سیر و حرکت روح در این دنیا تلقی می گردد.( انی خالق بشراً من طین. فاذا سویته و نفخت من روحی فقعواله ساجدین. من بشری را از گل می آفرینم. چون تمامش کردم در آن از روح خودم میدم، همه سجده اش کنید . سوره ص/آیه71و 72)

و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویمها:

از دیدگاه قرآن در نفس انسان نسبت به انجام کارهای خوب و بد، هدایتی وجود دارد بدین معنا که وقتی انسان کار بدی انجام می دهد از درون، خویشتن را ملامت می کند و در مقابل، وقتی عمل خوبی انجام می دهد از درون، روح و روانش راضی می گردد و احساس مسرت می نماید و به نوعی خویشتن را تحسین می کند. البته این احساس در همه انسانهایی که صفحه دلشان را زنگار و غبار گناه و معصیت نپوشانیده باشد وجود دارد. پس رد عمق روح انسان حقیقتی نهفته است که در پرتو آن خوب و بد را می شناسد. و بدین جهت است که خداوند در روز قیامت نفس انسان را قاضی قرار می دهد و می فرماید: (اقرا کتابک لفی بنفسک الیوم علیک حسیبا) در اینجا قرآن راه فلاح و رستگاری  انسان را در گرو خویشتن داری و تزکیه نفس می داند. در یان دیدگاه شقاوت و انحطاط انسان در نادیده گرفتن بعد الهی و ارزشهای متعالی و همچنین نادیده انگاشتن ندای عقل و وجدان و رها کردن عنان غریزه است.

شوؤن وجودی نفس انسان: 1- فطرت 2- عقل 3- قلب 4- عواطف 5- اختیار

1-        فطرت: فطرت منشا حرکت و تکاپوی دایمی انسان به سوی کمال است. کششها و گرایشات فطری برخلاف کششهای غریزی، ریشه در اندامهای جسمی ندارند و از ویژگیهای ثابت و اصیل روحی هستند . بنابراین گرایشهای فطری، قابل تربیت و پرورشند. گاهی این گرایشات بر اثر عدم هدایت و پرورش صحیح از مسیر اصلی خود خارج گردیده و زمینه و وسیله ای برای وسوسه های شیطان واقع می گردد.

دیدگاه قرآن نسبت به نحوه دستیابی به امینی و امنیت و تحلیل قرآن از امنیت و علت از دست دادن آن:

احساس امنیت پدیده ای روانی است که ریشه در فطرت آدمی دارد. واقعیتی است که ارتباط تگاتنگ با روح و وران انسان دارد در نظر قرآن شناخت، پیروی، ذکر، یادآوری و ارتباط با مبدا آفرینش و بهره گیری از هدایت های انبیاء در زندگی تنها ضامن آرامش و امنیت خاطر حقیقی انسان خواهد بود. همانند حضرت ابراهیم که حتی با سقوط در آتش در آرامش و امنیت  حقیقی بسر می برد.

( و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد ءامنا و ابراهیم گفت: ای پروردگار من! این سرزمین را ایمن گردان. ابراهیم/ آیه 35) خداوند قریه ای را مثال یم زند که امن و آرام بود، روزی مردم به فراوانی و از هر سو می رسید اما کفران نعمت خدا کردند و خداوند به کیفر اعمالشان به گرسنگی و وحشت مبتلایشان ساخت.

( والذین ءامنوا و لم یلبسوا ایمنهم بظلم اولئک لهم الامن و هم مهتدون. کسانی که ایمان آورده اند و ایمان خود را به شرک نمی آلایند ایمنی از ایشان است و آنان هدایت یافتگانند. سوره انعام/آیه82)

گرایش فطری به برتری جویی و عزت طلبی و هدایت قرآن در این باره:

( من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا هر کس خواهان عزت است بداند که عزت همگی از آن خداست . فاطر/ 10)

( و لله العزة و یوسوله و للمومنین و لکن المنفقین لایعلمون. و البته عزت از آن خدا و پیامبرش و مومنان است ولی منافقان آن ار نمی فهمند. منافقون آیه 8)

2-        عقل:

قوه عاقله یکی از شئونات مهم نفس و سبب برتری انسان بر سایر موجودات جهان است. قرآن کریم در آیات بسیاری انسان را دعوت به تعقل و تفکر و تدبر می نماید و در به کارگیری این نیروی شگفت انگیز تاکید فراوانی دارد. بنابراین از دیدگاه قرآن درتعلیم و تربیت، هدایت و رشد انسان، در گرو پرورش قوه عاقله در زمینه سازی برای شکوفایی قوای عقلی و از جمله قدرت استدلال تفکر است. پست ترین موجودات در پیشگاه خداوند کسانی هستند که عقل خویش را بکار نگرفته و نمی اندیشند.

( و یجعل الرجس علی الذین لایعقلون و خداوند پلیدی را بر کسانی که خرد خویش را بکار نمی اندازند، مقرر می سازد. یونس/ آیه100)

3- قلب: قلب در قرآن به عنوان کانون فطرت و مظهر و تجلی گاه روح است. قلب مفهومی اختصاصی تر و محدودتر از نفس دارد. قلب مهمترین شوؤن وجودی روح و کانون همه مکتسبات و اعمال نیک و بد انسان است بطوری که حتی به روح هم قلب اطلاق می شود.

( و لایؤاخذکم الله باللغو فی ألمنکم و لکن یؤاخذ کم بما لبست قلوبکم  و الله غفور حلیم  خدا شما را به خاطر سوگنهای لغوتان باز خواست نمی کند بلکه به خاطر نیتی که در دل نهان می دارید بازخواست می کند خدا آمرزنده و بردباراست. بقره/ 225) تنها خلوص قلبی و صداقت و سلامت قلبی موجب رستگاری انسان است. ( و یوم لاینفع مال و لابنون. الا من اتی الله بقلب سلیم. روزی که نه مال سود می دهد و نه فرزندان. مگر آنکس که با قلبی دسته از شرک به نزد خدا بیاید. شعراء آیه 88و89) قلب انسان کانون آزمایشهای الهی است.

4- عواطف: عواطف یکی دیگر از ابعاد مهم شخصیت آدمی است. گرایشات عاطفی، نقشی اساسی در طرز رفتار و سلوک انسان در زندگی دارد عواطف همانند غرایز و انگیزه ها می تواند به رفتار و کردار و حتی آدمی

اعتقادات آدمی جهت بدهد. از دیدگاه قرآن نقش و اهمیت عواطف و انفعالات به حدی است که امام صادق در روایتی ایمان را ؟؟؟؟ در حب و بغض نموده است.

معیار قرآن نسبت به اعمال  صحیح حب و بغض: (و من یتولهم منکم فانه منهم کسی زا شما که دوستی آنان(دشمنان) را در دل بپروراند از آنان خواهد بود. مائده/51).

از دیدگاه قرآن چگونگی پرورش عواطف و دخالت دادن آگاهی، و رشد عاطفی و تکامل شخصیت انسان تاثیر بسزایی دارد.

دیدگاههای تربیتی قرآن. هدایت قرآن نسبت به دوستی و دشمنی:

( یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء تلقون الیهم بالمودة و قد کفروا بما جاء کم من الحق. ای کسانی که ایمان آورده اید. دشمن من و دشمن خود را به دوستی اختیار مکنید. شما با آنان طرح دوستی می افکنید و حال آن که به سخن حقی که بر شما آمده است ایمان ندارند. ممتحنه/1) عشق به خدا: ( والذین ءامنوا اشد حبا لله  آنان که ایمان آورده اند عشق به خدا دارند. بقره/165.)

حجت به اهل بیت پیامبر اکرم(ص):

( قل لا اسئلکم علیه أجراً الا المودة فی القربی. بگو بر این رسالت مزد یاز شما نمی خواهم جزء دوست داشتن خویشاوندان(ائمه معصومین) شوری/23)

محبت به همسر: ( من لباس لکم و انتم لباس لهن) آنها (همسرانتان) پوشش شمایند و شما پوشش آنایید.بقره آیه 184 ( و عاسروهن بالمعروف. با زنان برخورد نیکو داشته باشید. نساء آیه 19)

انفعالات: 1- خشم- 2 ترس- 3- حزن و اتندوه- 4- فرح و شادی- 50- گریه و خنده  6- خرص

1- خشم:

خشم یکی از حالههای مهم انفعالی است که هنگام دفاع برای حفظ صیانت ذات در انسان پدید می آید.

رهنمودترین تربیتی که قرآن در مورد جایگاه ابراز خشم و برای کنترل خشم:

در مواقعی که حق مطرح است برای طرفداری از آن باید خشم و شدت عمل نشان داد.

(یا ایها النبی جهدالکفار و المنتفقین و اغلظ علیهم. ای پیامبر با کفار و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر . توبه آیه 73) در مواقعی که حق شخصی مطرح است و یا انسان در مقام تعلیم و تربیت است باید غضب و خشم خویش را کنترل کند.

(ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم) بدی خلق را به بهترین شکل پاسخ ده تا همان کس که گویی با تو سر ستیز دارد دوست و یار تو گردد. فصلت آیه 34

2- ترس:

ترس یک واکنش انفعالی طبیعی در آدمی است که سبب می گردد انسان از خطراتی که او را تهدید می کند دوری جوید. هدایت قرآن نسبت به واکنش ترس و رهنمودترین آن در مورد ترس:

(قال لا تخافنا انی معکما اسمع و اری. مترسید. من با شما هستم . می شنوم و می بینم. طه آیه 46)

فمن اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون" کسانیکه پرهیزگاری کنند و به صلاح آیند غمگین نمیشوند. آیه 35 سوره اعراف" 

(الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون) آگاه باشید که بر دوستان خدا بیعی نیست و غمگین نمی شوند. یونس – آیه 62

3- هدایت قرآن درباره غم و اندوه:

ما ثبکم غما نعم نکیلا تحزنوا علی مافاتکم و لما ما اصبکم والله خبیر بما تعلمون

پس به پاداش غمی بر غم شما افزود. اکنون اندوه آنچه را که از دست داده اید یا رنجی که به شما رسیده است مخورید. خدا به هر کاری می کنید آگاه است . آل عمران- آیه 153)

قال انما اشکوا بثی و حزنی الی الله- "گفت: جز این نیست که شرح اندوه خویش را تنها با خدا می گویم. یوسف آیه 86"

4- فرح و شادمانی: شادمانی ممدوح از دیدگاه قرآنی:

(لله الما مومن قبل و من بعد و یومئذ یفرح المومنون بنصر الله. فرمان خداست چه پیش از پیروزی و چه بعد از آن و در آن روز مومنان به یاری خدا شاد مانند. روم/ آیه4)

( و الذین ءاتهینهم الکتب یفرحون بما انزل الیک. اهل کتاب از آنچه بر تو نازل شده شادمانند. رعد/آیه 36) ( فرحین بما ءاتهم الله من فضله. از فضیلتی که خدا نصیبشان کرده است شادمانند. آل عمران/170)

5- گریه و خنده: واکنش عاطفی گریه و خنده در انسان یکی دیگر از آیات الهی است. ( و ان الی ربک المنتهی. و انه هو اضحک و ابکی. پایان راه همه، پروردگار توست و اوست که می خنداند و می گریاند.)

دیدگاه تربیتی قرآن نسبت به واکنش عاطفی گریه: (اذا تتلی علیهم ءایت الرحمن خسروا و سجدا و بکیا. چون آیات خدای رحمان بر آنان تلاوت شود. گریان به سجده افتند. مریم/آیه 58).

دیدگاه تربیتی قرآن درباره واکنش طبیعی تعجب:

( و لامة مومنة خیر من مشرکة و لو اعجبتکم. و کنیز مومن بهتر از آزاد زن مشرک است هر چند شما را به تعجب وادارد. بقره/آیه221) ( قل لما یستوی الخبیث و الطیب و لو اعجبک کثرة الخبیث. بگو ناپاک و پاک برابر نیستند هر چند فراوانی ناپاک تو را به اعجاب افکند. مائده/آیه10)

6- حرص:حرص یکی دیگر از حالات نفسانی است که ریشه در روان آدمی دارد.( ان الانسان خلق هلوعاً فاولئک هم المفلحون. و آنان که از حرص نفس خویش در امان باشند رستگارند. تغابن/آیه 16)

5- اختیار: یکی از ویژگیهای مهم انسان اختیار و آگاهی است. بر اساس آیات قرآن، انسان آگاهانه می تواند مسیر صحیح و تکاملی خویش را بپیماید و به سعادت ابدی دست یابد و هم می تواند با سوء انتخاب، در راه سقوط و انحطاط قدم بر دارد و به شقاوت همیشگی دچار گردد.

دیدگاه تربیتی قرآن درباره پرورش اراده: ( و إن تصبروا تتقوا فان ذلک من عزم الامور )  اگر شکیبایی کنید و پرهیزگار باشید تین نشانه عزم و ارداه درکارهاست. آل عمران – آیه 186

(واصبروا کما اصب اولی العزم من الرسل و لما تستعجل ؟؟؟. پس بید هم چنان که پیامبران اول العزم پایداری کرده بودند و در عقوبتشان شتاب مکن. احقاف- آیه 35)

رهنمود قرآن درباره مسئولیت اجتماعی انسان (کنتم خیراً امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله. شما بهترین امتی هستید از میان مردم پدید آمده که امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید.)

(تعاونوا علی البر و التقوی و لما تعاونوا علی الاثم والعدوان. درنیکوکاری و پرهیزگاری همکاری کنید نه در گناه و تجاوز. مائده آیه 2)

بخش دوم: تفاوتهای فردی و دیدگاه قرآن در مورد تفاوتها:

انسانها از نظر سرمایه های وجودی و خداوندی، اعم از نیروهای بدنی و تواناییهای روانی یکسان نیستند . چانکه برخورداری آنان از نعمتهای طبیعی و اجتماعی و تواناییهای هوشی متفاوت و مختلف است. در تعلیم و تربیت باید به این تفاوتها بخصوص اختلافات ناشی از طبیعت ذاتی فرد توجه کرد و هر کس را به میزان توانایی که دارد مورد آزمایش و ارزشیابی قرار داد و استعدادش را در جهت مناسب خودش هدایت کرد(و قد خلقکم اطورا. و حال آنکه شما را به گونه های مختلف آفریدیم. نوح آیه 14)

(قل کل یعلم علی ساکلته. بگو هر کس بر حسب ساختار (روانی و بدنی) خود عمل می کند . اسراء آیه 84)

(و لو ساء الله لجعلکم امه واحده و لکن لیبلونکم فی مآئااتکم. و اگر خدا می خواست همه شما را یکسان قرار می داد ولی خواست در آنچه که به شما ارزانی داشته باشد شما را بیازماید. مائده آیه 48)

فصل دوم: تکریم شخصیت انسان در قرآن:

کرامت انسان: همه انسانها از دیدگاه قرآنی و امامی کرامت ذاتی اند چرا که انسان موجودی برگزیده الهی است که خداوند او را نسبت به سایر موجودات عالم در آفرینش کرامت بخشیده و د میان موجودات این جهان از مواهب و تواناییها،ظرفیت و قابلیتهای خاصی برخوردار است که او را از دیگر آفریدگان ممتاز می سازد.

از دیدگاه قرآن انسان در آفرینش بطور بالقوه موجودی کریم است. شایستگی مقام خلیفة اللهی و و مسجود فرشتگان بودن را داراست و هم امکان رسیدن به این مقام را بالفعل دارد. در نظام تعلیم و تربیت قرآن، هر کس باید به خود و دیگران با این دید نگاه کند و ار زش خود و دیگران را بداند. شخصیت خود را خوار نپندارد و ار زش و کرامت ذاتی خود را بداند.

کرامت تکوینی و ذاتی انسان از دیدگاه قرآن:

(و لقد کرمنا بنی آدم و حملنهم فی البر و البحر و رزقنهم من الطیب و فضلنهم علی کثیر عن خلقنا تفضیلاً. ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بردریا و خشکی سوار کردیم و از چیزهای خوش و پاکیزه روزی دادیم و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری نشان دادیم. امراء. آیه 70)

(لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. البته انسان را در بهترین نظام خلقت بیافریدیم. ؟؟ . 4)

شرافت و قرب تکوینی انسان از دیدگاه قرآن: یکی از کرامتهای ذاتی و شایستگیهای وجودی انسان همان قرب تکوینی انسان به خدای متعال است. انسان برای پیمودن راه ترقی و کمال با پذیرش دعوت خدا بدان واسطه می تواند با خدای خویش ارتباط برقرار کند و ایت ارتباط را همواره حفظ کند تا آنجا که به اوج کمال نایل گردد و قرب تکوینی به قرب ارزشی منتهی می شود.

در قرآن نحوه این قرب و نزدیک بودن انسان به خدا این چنیی تصویر گردیده است:

(و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبوالی و لیومنوا بی لعلکم یرشدون. در زمانیکه بندگان من درباره من از تو می پرسند به آنان بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند پاسخ می دهم. پس دعوت مرا اجابت کند و به من ایمان بیاورند ت رشد یابند. بقره. آیه 186)

( و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من قبل الورید. ما انسان را آفریده ایم و از وسوسه های نفس او آگاه هستیم . زیرا ما از رگ گردن به او نزدیکتریم. ق. آیه 16)

خلافت الهی

اوج کرامت ارزشی انسان د نزدیکی به بارگاه خداوندی و در دست یابی به مقام خلافت الهی است. با توجه به این نکته، هدف خلقت و آفرینش و در نتیجه هدف از تعلیم و تربیت انسان دراین عالم در آیات ذیل چنین بیان می گردد:

(و آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: می خواهم در زمین خلیفه و جانشینی قرار دهم . فرشتگان پرسیدند: آیا کسی را در روی زمین خلیفه قرار می دهی که فساد و خونریزی می کند در صورتیکه ما تو را تسبیح و تقدیس و ستایش می کنیم؟ پروردگار فرمود: من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید. آنگاه همه نامها را به آدم آموخت و سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید من را از نامهای اینها خبر می دهید، فرشتگان پاسخ دادند. منزهی تو، جز آنچه که به ما آموختی، ما را دانشی نیست، تو دانا و حکیمی، فرمود: ای آدم آنها را از نامهایشان آگاه کن. چون از آن نامها آگاهشان کرد. خداوند فرمود: آیا به شما نگفتم که من نهان آسمان و زمین را می دانم و بر آنچه که آشکار و پنهان می کنید آگاهم. بقره. آیه 30-32)

 در این آیات هدف از آمدن انسان به اینجهان خلافت و جانشینی در روی زمین معرفی شده است.

انسان مظهر اسماء الهی:

تقدیر الهی چنین اقتضاء کرده که بر روی زمین موجودی بیافریند که نشانه جانشین و نماینده او در این طبیعت خاکی باشد و در طول زندگی اش داین جهان، با رفتار و اعمالش به مرحله ای برسد که صفات الهی شود و مقام و شخصیتش برتر از موجودات دیگر و حتی برتر از فرشتگان الهی باشد.

خواست پروردگار چنین بود که تمامی زمین و نعمتهایش و دریک کلمه اسماء در اختیار انسان گذارده شود و او با بهره گیری از آنها و با پیمودن سیر آفاقی و انفسی به قله تکامل یعنی مقام خلافت الهی برسد.

(و علم آدم الاسماء کلما. بقره آیه 30) مقام خلیفه الهی مربوط به نوع انسان است. و اسماء در نوع انسان به ودیعه گذاشته شده است که در طول تاریخ به تدریج آثارش نسل به نسل ظاهر می گردد . بطوریکه اگر فرزندان آدم در مسیری که از طرف خداوند بر ایشان برنامه ریزی گردیده است قدم بگذارند می توانند درپرتو اسما، همه استعدادهای بالقوه خود را به فعلیت رسانیده و به کمال قرب و شایستگی خلافت درزمین نائیل گردند.

درآیات قرآنی از پاسخی که خداوند به فرشتگان می دهد مقام شامخ و برجسته آدم به سبب ارائه اسما به فرشتگان مشخص می گردد . گر چه در این محاوره فرشتگان و کلیت انسانها تنها بعد منفی او یعنی فساد و خونریزی وی را مطرح می کنند و تسبیح و تقدیس و تحمید را بعنوان تنها مدت برتری و شایستگی برای خلافت خود ابراز می دارند.

خداوند به کلیت وجودی وی نظر می کند و نه صدور فساد و خونریزی را از انسان نفی می کند و نه تسبیح و تقدیس فرشتگان را، بلکه انچه روی آن تاکید می ورزد و نشانه برتری انسان به فرشتگان به حساب می آورد. همانا ارائه اسماء از طرف انسان بوده است و بس. فرشتگان پس از این که اسما را همانند انسان دریافته اند و در پاسخ خداوند چنین می گویند:

(سبحانک لما علم لنا الل ما علمتنا)

بنابراین از جهت دریافت کردن اسما میان آدم و فرشتگان فرقی نبدوه است. قرآن سپس می فرماید: (فلما انبئهم باسمائهم. پس هنگامیکه آدم اسمایشان را به آنان خبر داد) خداونر فرمود: قال الم اقل لکم انی اعلم غیب السموات و الارض و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون)

بنابراین انچه از قضیه خلافت آدم و فرشتگان مهم است و قرآن بدان تصریح می کند، کرامت و ارزشی است که باید انسان به آن دست یابد و این همه امکان پذیر نیست مگر با پیدا کردن عزم و اراده ای قوی برای تحقق بخشیدن به استعدادها و خلاقیتهای خود و بهره گیری از آنها درجهت قرب و کمال پیش برود و به مقام خلیفه الهی نایل گردد.

بنابراین آفرینندگی و خلاقیت و بکارگیری قدرت و توان ارائه اسما در راه وصول به هدف و پیمودن راه تکامل ، مختص انسان بوده و فرشتگان از اینکه در چنین موقعیتی قرار بگیرند محرومند و در عین حال که به اسما واقفند نمی تواند چنین آثاری از خود بروز دهد. منتهای ظرفیت علمی آنها هم همان مطلبی است که خداوند به آنان تفهیم داده است و در مقایسه با شخصیت انسان ناتوانند و از این رو در برابر خلاقیت و ارزش آفرینی انسان و نقش برجسته او درارائه و عینیت بخشیدن به اسما از سپیده دم خلفت تا آخرین ادوار حیات این جهان سر تسلیم فرود آورند و برای آنها آشکار شد که تنها انسان است که لایق جانشینی خداوند در روی زمین است.

فصل سوم: معرفی الگوهای تربیتی درقرآن:

اسوه های جامعه و تاریخ:

از آنجا که ارائه الگو موثرترین و موفقترین روش تربیتی است قرآن کریم اسوه ها و الگوهل و نمونه های عینی انسانهای به کمال رسیده را معرفی می نماید که در رأس همه آنها رسول گرامی اسلام(ص) بعنوان بهترین سرمشق و بهترین اسوه و الگو قرار گرفته است.

(و لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه ) هم اینان مصداقهای عملی در موقعیتهای تاریک تاریخ بشری درخشیده اند. در مکتب تعلیم و تربیت قرآن، علاوه بر مقررات و راهنماییهایی که از طرف شارغع نقدس ارائه گردیده تبعیت از سیره پیامبران و این نمونه های بزرگ تربیتی با عمل به وظایف و احکام قرآن، حکایتگر امکان عمل در واقعیت زندگی است .

انسانها ضمن درس آموزی از این نمونه های کامل براساس حس همانند سازی و تقلید، با نتلاش و عمل تطبیق می دهند.

معرفی شخصیتهای نمونه و بندگان شایسته خدا در قرآن:

1- آدم(ع): (و اذ قلنا بملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابلیس. و به فرشتگان گفتیم : آدم را سجده کنید. همه سجده کردند جز ابلیس. بقره آیه 34)

2- ادریس(ع)( واذکر فی الکتب ادریس انه (ادرس) کان صدیقا نبیا و رفعته مکانا. و د راین کتاب اردیس را یاد کن . او راست گفتاری پیامبر بود . لو را به بلند فرا بردیم . مریم آیات 56-57)

3- نوح(ع)(و اتد علیهم نبا نوح اذ قال اقمه بقوم ان کان کبر علیکم مقامی و تذکیری ثابت الله فعلی الله توکلت. برایشان داستان نوح را بخوان، آنگاه که به قوم خود گفت: ای قوم من اگر درنگ کردن من درمیان شما و یادآوری آیات خدا بر شما گران می آید من بر خدا توکل می کنیم.)

4- هود(ع)(و الی عاد اخاهم مودا قال یقوم اعبدوالله ما لکم من اله غیره افال تتقون. و بر قوم عاد برادرشان خود را فرستادیم گفت: ای قوم من الله را بپرستید که شما را جر او خدایی نیست و چرا نمی پرهیزید؟ اعراف آیه 65)

5- صالح(ع)(به قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم گفت: ای قوم من الله را بپرستید که شما را جزو او خدایی نیست. از جانب خدا برای شما نشانه ای آشکار آمد . این ماده شتر خدا، برایتان نشانه ای است رهایش کنید تا در زمین خدا بچرد و هیچ آسیبی به او نرسانید که عذابی دردآور شما را فرا خواهد گرفت اعراف آیه 65)

6- ابراهیم(ع)(و اذ ابتکی ابراهیم ربه بکلمت ما تمعن قال انی جاعلک للناس اماما) و پروردگار او ابراهیم را به کاری چند بیاموزد و ابراهیم آن کارها را به تمامی به انجام رسانید. خدا گفت: من تو را پیشوای مردم گردانیدم. بقره آیه 124)

7- لوط(ع)(لوط را فرستادیم آنگاه به قوم خود گفت:  چرا کاری زشت می کنید که هیچ کس از مردم جهان پیش از شما نکرده اند؟ اعراف آیه 80)

درقرآن کریم همچنین از پیامبران دیگری چون حضرت یعقوب(ع)، ایوب(ع)، یوسف(ع)، شعیب(ع)، موسی و هارون(ع)، اسماعیل(ع)،الیاس(ع)، لقمان(ع)، داوود(ع)، سلیمان(ع)، زکریا(ع)،یحیی(ع)، حشرت عیسی(ع)، عزیز(ع)، یونس(ع)، یاد شده است.

 همچنین از حضرت محمد(ص) بعنوان بهترین الگوی تربیتی و اسوه حسنه یاد شده است. قرآن درباره ایشان می فرمایند: (محمد پیامبر خداست و یاران و همراهانش نسبت به کافران بسیار دل سخت و با یکدیگر دوست و مهربان و نان را بینی که رکوع می کنند به سجده می افتند و جویای فضل و خشنودی خدایند . نشانشان اثر سجده ای است که بر چهره آنهاست . این است وصفشان در تورات و انجیل، که چون تشنه ای هستند که جوانه بزند و آن جوانه محکم شود و بر پاهای خود بایستد و کشاورزان را به شگفتی وادارد تا آنجا که کافران را به خشم آورد. )

خدا از میان آنها کسانی را که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند به آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است. فتح – آیه 29

قرآن در جایی دیگر در معرفی پیامبر او را رسول خدا و خاتم پیامبران معرفی می کند و به بیان فضائل آن حضرت می پردازد. همچنین قرآن چهار زن را بعنوان الگوی زنان معرفی می کند. آسیه همسر فرعون  که دست از ایمان خود برنداشت و دراین راه شکنجه های بسیاری را تحمل کرد.

حضرت مریم (علیها سلام) که مادرحضرت عیسی(ع) می باشند و قرآن درمورد ایشان می فرماید: (و فرشتگان گفتند: ای مریم خدا تو را برگزید و پاکیزه ساخت و بر زنان جهان برتری داد . ای مریم از پروردگارت اطاعت کن و سجده کن و با نماز گزاران نماز بخوان. آل عمران- آیه 42-43). حضرت خدیجه(س) همسر و یار دیرینه پیامبر اکرم که جان و مالش را درراه اسلام نثار کرد. و حضرت فاطمه (ص) که قرآن ایشان را سیدة نساء العالمین معرفی می کند او مادر امامت است و بعنوان الگوی زنان معرفی شده است.

فصل چهارم: د منزلت تعلیم و تربیت در قرآن:

هدف کلی و نهایی تعلیم و تربیت: 1- پرستش الله  2- قربی الهی    3- لقاء الله   4- تنبیه

پرستش الله: (و لقد بعثنا کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت. به میان هر ملتی پیامبری مبعوث کردیم که خدا را بپرستد و از طاغوت دوری جوید . نحل. آیه 36)

2- قرب الهی:(السابقون السابقون. اولئک المقربون. آنها که سبقت جسته بودند پیش افتادند . اینها مقربند. واقعه آیه 10-11)

3- لقاء الله:

(و الیه یرجع الامر کله. و همه کارها بسوی او بازگردانده می شود. هود آیه 123)

4- تنبیه:

1- توجه به طبیعت نفسانی خویش:(لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم. براستی که ما آدمی را در نیکوترین وجه آفریدیم  . تین آیه 4)

2- توجه به طبیعت نفسانی:  (قتل الانسان ما اکفره . من ای شیء خلقه. مرگ بر آدمی که چقدر ناسپاس است او از چه آفریده شده است؟ عبس. آیه 17-18)

3- آگانیدن انسان نسبت به حقایق مهم در ارتباط با خویش: (خلق الانسان من عجل ساءهم ءایاتی فلا تستعجلون. آدمی شتابزده آفریده شده، آیات خود را به شما نشان خواهم دادو شتاب مکنید . انبیاء- 37)

درقرآن نیز چهره انسان صالح ترسیم شده است.(براستی آنان که گفتند پروردگار ما الله است و پایداری ورزیدند فرشتگان بر آنان فرود می آیند که شما مترسید و غمگین مباشید. شما را به بهشتی که وعده داده بودند بشارت باد. فصلت آیه 30)

این انسان صالح و بهشتی که خدا وعده داده است میوه و ثمره تربیت است. بنابراین در پایان می توان اینگونه عنوان کرد که قرآن کریم، بزرگترین هدیه ای الهی برای انسانهاست که ایشانرا بسوی سعادت جاودانی هدایت می کند، قرآن چشمه عرفان است.

«الحمد لله علی ما الهم و له اشکر علی ما انعم»

 

 

äæÔÊå ÔÏå ÏÑ سه شنبه دهم خرداد 1390ÓÇÚÊ 8:58 ÊæÓØ حسن جلالی نژاد|


ÂÎÑíä ãØÇáÈ
» عیدنوروزدرآیات وروایات
» اشعار محرم و صفر
» پیامک های ولادت امام رضا (ع)
» اشعار ولادت امام رضا(ع)
» اشعار شهادت امام صادق (ع)
» ويژه ماه مبارك رمضان
»
» فضيلت ماه شعبان
»
» 15خرداد


Design By : Abbasi