تجلی قرآن دراشعار حافظ
تجلی قرآن دراشعار حافظ
نویسنده: الهه چیت سازی
دانشجوی کاشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
مقدمه
قرآن مجید کتاب دینی ماست> معانی و مفاهیم آن در طول چهارده قرن از جهات مختلف در حیات فردی و اجتماعی ما تاثیر ÷نهان و آشکار نهاده است. چنانکه امروزه نمی توان جنبه ای از جنبه های گوناگون زندگانی مسلمانان را یاد کرد که قرآن مجید و معانی والای آن به نحوی مستقیم و غیر مستقیم در آن تاثیری نگذاشته باشد و هر آن کس در این باره تاملی به سزا کرده باشد و عناد نورزد به درستی این عقیده اقرار می دهد.
یکی دیگر از بارزترین موارد تاثیر قرآن > سروده های شاعران و نوشته های نویسندگان و دبیران است. هر ملتی به سرمایه هایی> اعم از مادی و معنوی> می نازد. یکی از سرمایه های جاودانی و افتخارآمیز ما ایرانیان نیز سروده های شاعران و سخنوری و نوشته های دبیران و نویسندگان و تاملات صوفیان و عارفان مسلمان است و همه می دانند که بساری از ابیات و عبارات این بزرگان «اشاره> تلمیح> اقتباس> تضمان و تحلیل آیات و تمثیل های گوناگون کتاب مبین و سخنان ÷یامبر و معصومین را تشکیل می دهد> و همه آن بزرگان در عبارت ÷ردازی> استدلال و بیان ما فی الضمیر خود از این دو سرچشمه بهره مند شده اند. لذا اگر کسی ادعا کند که فی المثل می تواند اشعار رودکی> فردوسی> ناصرخسرو> سنایی> خاقانی> مولوی> سعدی و حافظ را بدون فهم قرآن و تفسیر آن بدرستی در می یابد باید در صحت ادعای او تردید کرد. عجب نمی باشد که خود این بزرگان در آثار خود ادعا کرده اند که: «هر چه کردند همه از دولت قرآن کردند» و به جز قرآن که در سینه دارند هیچ چیز به فریاد آنان نمی رسد به همین دلیل دانسته یا ندانسته سخنانشان به واژه ای> عبارتی> و مفهومی از آیات قرآن زینت گرفته است.
بنابراین در این مقاله می خوانیم«تجلی قرآن در اشعار خواجه حافظ»
بعد از مقدمه می خوانیم ÷یشینه اثر÷ذیری قرآن در اشعار شاعران ÷ارسی گوی> روش های اثر÷ذیری شاعران و هنرو اسلوب حافظ در این شیوه ها باشد که مورد توجه قرار گیرد.
÷یشینه اثر÷ذیری شاعران ÷ارسی گوی از قرآن و حدیث
هر چند در ÷ذیرش این سخن که شعر شاعر> آیینه ای است که شخصیت و فن و منش او درآن باز می تابد جای اما و اگر است> اما در درستی این نکته که دانسته ها و آموخته های شاعد به فراوانی در سروده های او مجال نمایش می یابد و دست مایه هایی از نکته ÷ردازیها و نگارگریهای او در آن جلوه گر می گردد جای گفت و گو نمی باشد.
آری شاعر از آموخته ها و دانسته های گوناگون خود بهره می گیرد> آنها رادر کارگاه سرایش خویش با رنگ و آبی از عاطفه و خیال در می آمیزد> و از آمیزه هنرمندانه آنها قشهایی رنگین و تابلوهایی به آیین رهآورد خواننده و شنونده می سازد.
از اینجاست که ما در سروده های شاعر که بافته ها و تافته های کارگاه عاطفه و خیال اویند مایه های فزون و فراوانی از اسطوره> تاریخ> طب> نجوم> فلسفه> کلام و ... یعنی آموخته ها و دانسته های او می بینیم و می یابیم. بر این بنیاد> اگر شاعری از قرآن و حدیث نیز آموزها و آگاهیهایی داشته باشد> بازتاب جلوه هایی از آنها در سوده های او بس طبیعی خواهد بود.
پیشینه بهره گیری و اثرپذیری سخنوران پارسی از قرآن و حدیث به آغاز پیدایی و پاگیری شعر فارسی یعنی نیمه های سده سوم می رسد. تجلی قرآن و حدیث در سروده های پارسی گویان سده های سوم و چهارم چندان گسترده و پر و پیمان نمی باشد> از این روی که شعر فارسی هم دوران کودکی و نوجوانی خود را می گذراند و هم مایه و مضمون آن بیشتر بر محور مدح و ستایش و یا عشق و غزل می چرخد و این مایه ها با قرآن و حدیث کمتر زمینه پیوند دارد؛ اما با گذشت زمان و گسترش شعر فارسی> بویژه پیوند آمدن پاره ای از سخنوران که افزون بر طبع توانای شاعری> در قرآن و حدیث داشتند و نیز دستی پرتوان و توانی پر توان و توانی پر و پیمان داشتند> زمینه شد تا تجلی قرآن و حدیث در شعر فارسی گسترش روز افزون یابد و سرانجام در سده های هفتم و هشتم بویژه در مثنوی مولانا و دیوان حافظ به اوج خود برسد.
رونق و رواج گسترده و پرتوان زبان عربی در همه جغرافیای اسلام بویژه ایران> بیش و پیش از هر چیز از این بود که خداوند قرآن خود را بدان زبان فرو فرستاده بود؛ قرآنی که هم دیدگاه بلاغی و هنری اوجی چنان دسترسی ناپذیر داشت که دل از همگان بویژه سخن شناسان و ادب ورزان و ذوق مندان می ربود و آنها را شیفته و بهت زده می ساخت> و هم از معارف و معانی و مبانی و احکامی چنان دلپذیر سرشار بود که بر جان و دلها می نشست و اندیشه و عاطفه را سیراب می کرد. افزون بر این معجزه ÷یامبر نیز بود و خود آشکارا همگان را به مبارزه و تحدی فراخوانده بود . باطنی ژرف و شگرف و توی در توی نیز داشت.
اینها همه زمینه شد تا ÷ژوهشگران مسلمان برای بازنمایی زیباییهای هنری و جلوه های اعجازی قرآن و بازگشایی بطون توی در توی آن و شرح و بسط معارف و مبانی فشرده آن> کوششهای مبارک و گسترده ای را می ÷ذیرند. کوششهایی که حاصل آن از یک سو ÷دید آمدن و ÷ارگفتن ÷اره ای از دانشها چون لغت> صرف> نحو> بلاغت و بیان تفسیر و تاویل> کلام و ... بود و از دیگر سو تالیف و تصنیف شمارفراوانی از کتابها و رساله ها. آری اینها هر چه کردند«همه از دولت قرآن کردند»
ازآنچه گفته آمد زمینه بهره گیری و اثر÷ذیری شاعران ÷ارسی گوی از قرآن و حدیث آشکار می شود. اینک می افزاییم که بهره گیری از قرآن و حدیث در شعر و سروده> افزون بر اینکه نشانه دانشمندی و علم اندوزی و روشنفکری بود و این خود گونه ای افتخار برای گوینده شمرده می شد به دلیل قداست و حرمت مذهبی و معنوی قرآن و حدیث> همچنین این برای مردمی که به قرآن و حدیث به دیده حرمت می نگریستند> ارجمندترو ÷ذیرفتنی تر می گردید. واین زمینه دیگری شود تا شاعران ÷ارسی گوی به قصد تبرک و حرمت با استناد و استشهاد و گاه نیز قصد نشان دادن علم و فضل خویش سروده های خود را با قرآن و احادیث آذین بندند.
در اینجا ÷اره ای از ÷دیده های فرهنگی که ÷یوند آنها با شعر فارسی> اثر÷ذیری از قرآن و حدیث را گسترش و فزونی می بخشد به اجمال بیان می گردد.
الف- شعر را در خدمت تبلیغ دین نهادن و از آن چونان ابزاری برای ترویج مکتب یاری گرفتن> مثل ناصرخسرو .
ب- شعر را قاب وعظ و ÷ند و اخلاق ساختن و از آن برای گرایش مردم به ÷اکی و ÷یراستگی و ÷رهیز آنان از ÷لیدی و ÷لشتی> بهره گرفتن> کاری که شاعرانی از قبیل ناصرخسرو> عطار> مولوی و سعدی انجام دادند
ج- شعر را جلوه گاه عرفان و تصرف ساختن و راه و رسم سلوک را بیان کردن. این مورد در اشعار شاعران بزرگ فارسی مثل مولوی> عطار> سنایی و حافظ بخوبی جلوه گر است.
÷یداست که هر سه مورد یاد شده با قرآن و حدیث ÷یوندی بسیار نزدیک و استوار دارند و سخنوری که بدین مقولات ب÷ردازد بویژه اگر با آن قرآن و حدیث آشنایی بایسته داشته با قرآن و حدیث پیوندی بسیار نزدیک و استوار دارند و سخنوری که بدین مقولات بپردازد> بویژه اگر با قرآن و حدیث آشنایی بایسته داشته باشد> بی گمان بهترین بهره ها را از این دو سرچشمه معرفت و مذهب می گیرد.
اثرپذیری از قرآن و حدیث در اشعار شاعران گاه پیدا و آشکار> گاه پوشیده و پنهان می باشد. در زیر دو نمونه از این اثریذیری آورده می شود.
الف: پیدا و آشکار آنجاست که آیه و حدیث با همان ساختار عربی در شعر منعکس گردد:
بس که ما فاتحه و حزر یمانی خواندیم وزپیش سوره اخلاص دمبدیم و برفت
حافظ
ب: اثریذیری پوشیده و پنهان آنجاست که گوینده مضمون و تصویری از قرآن و حدیث را در سروده خویش بیاورد.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
حافظ
شیوه های اثریذیری از قرآن و حدیث:
بهره گیری شاعران پارسی گوی از قرآن و حدیث مثل هر نوع بهره گیری ادبی> شکل و شیوه های گوناگون دارد. در زیر نمونه هایی از بهره گیریهای شاعران از قرآن و حدیث ذکر می گردد. از آنجایی که در کتب مختلفی که در مورد تاثیر قرآن و حدیث تالیف شده است> شیوه های گوناگونی از این تاثیرپذیری ذکر گردیده> سعی شده است کاملترین طبقه بندی از تاثیرپذیری قرآن ذکر گردد. که به نظر نگارنده این سطور> طبقه بندی که درکتاب"تجلی قرآن و حدیث در شعر فارسی" از آقای محمد راستگو در مورد شیوه های این اثریذیری صورت گرفته بیشتر از هر دسته بندی می تواند بیانگر شیوه شاعران فارسی در این زمینه باشد. در زیر نمونه های از این تاثیرپذیری به صورت خلاصه ذکر می گردد.
1- اثرپذیری واژگانی
روش اول خود به سه صورت مورد استفاده شاعر قرار می گیرد:
الف: وام گیری؛ در این شیوه عین کلمه یا ترکیب از قرآن و حدیث> بدون آنکه ساختار عربی تغییر کند در شعر راه می یابد. مثلا در بیت:
نوشته اند بر ایوان جنت الماوی که هر که عشوه دنیا خرید وای به وی
حافظ
ب: ترجمه؛ شاعر از گردانیده فارسی واژه یا عبارتی استفاده می کند.
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یارب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است.
حافظ
ج: برآیندی سازی؛ در این شیوه شاعر بدون آنکه ترکیبی در قرآن و حدیث به آن صورت آمده باشد و حدیثی استخراج می کند. مثل:
گفتم ای بخت نجنبیدی و خورشید دمید گفت با این همه از سابقه نومید شو
حافظ
2- اثرپذیری گزاره ای
الف: اقتباس و تضمین؛ در این شیوه عبارتی قرآنی یا حدیثی با همان ساختار عربی بدون اندک تغییر و دگرگونی می آورند:
داریم ساقیا هوش عشرت ونشاط جویا راه میکده ایم اهدنا الصراط
حافظ
ب: حلّ؛ گاهی شاعر برای رعایت کردن وزن و قافیه شعری خود و برای آذین بندی سخن خود> عین آیه و حدیث را به صورت خاصی تغییر و تحول می دهد مثل:
فقر از این رو و فخر آمد جاودان که به تقوی ماند دست نارسان
مثنوی مولوی
3- اثرپذیری گزارشی
الف: ترجمه؛ آیه و حدیث به فارسی ترجمه می گردد به دو صورت آزاد و بسته
قیمت هر کس به قدر علم اوست اینچین گفته ست امیرالمومنین(ترجمه بسته)
ناصر خسرو
آفت عقل مردم از طمع است تا توانی سوی طمع مگرای
(ترجمه آزاد)
ب: تفسیر:
در این روش شاعر آیه و حدیثی را شرح می دهد و برای بیان مطلب خود از آن استفاده می کند.
4- اثرپذیری بنیادی و تلمیحی
که شاعر مایه و پایه شعر خود را از آیه و حدیثی می گیرد و سروده خود را بر اساس آن بنیاد می نهد .
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
(تلمیحی) حافظ
5- اثرپذیری تأویلی
شاعر آیه و حدیثی را دست مایه سروده خود می سازد یعنی با ذوق ورزی و نکته یابی> آیه و حدیث را می شکافد و به کنه و درون آن راه می یابد. این اپرپذیری آشکار می باشد. مثلا مولانا در بیان حدیث«حب الوطن من الایمان» می گوید:
ازدم حب الوطن بگذر مایست که وطن آن سوست و جان این سوی نیست
گر وطن خواهی گذر زین سوی شط این حدیث راست راکم خوان غلط
مولوی
6- اثرپذیری تطبیقی
این اثرپذیری که نوعی تشبیه و تمثیل می باشد شاعر از آیه و حدیثی به عنوان مشبه به استفاده کرده و مطلبی را به آن تشبیه می کند. مثل:
اولیاء اصحاب کهفند ای غنود در قیام و در تقلب هم رقور
می کشد شان بی تکلف در فعال بی خبر ذات الیمین ذات الشمال
مولوی
7- اثرپذیری تصویری
شاعر تصویر خود را از آیه و حدیث وام می گیرد. به نوعی می توان گفت همان اثرپذیری تطبیقی می باشد.
مگردان عمر من چون گل که در طفلی شود کشته
مگردان حرص من چون مل که در پیری شود برنا
سنایی
8- اثرپذیری ساختاری و اثرپذیری شیوه ای
در این دو نوع از اثرپذیری شاعر از ساخت و شیوه آیه و حدیث در سرودن اشعار خود بهره می برد. مثلا یکی زا شیوه های اثرپذیری حافظ از قرآن در این است که ابیات و اشعار حافظ تنوع موضوعی در غزل دارد و در سیر یک غزل چندین موضوع مورد توجه قرار می گیرد درست مثل سوره های قرآن که دارای تنوع موضوعی می باشد. مثلا:
آنهمه شعبده ها عقل که می کرد آنجا سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد
حافظ
9- اثرپذیری چند سویه
این شیوه از به هم پیوستن چندین شیوه از شیوه های ذکر شده در بندهای گذشته به وجود می آید. مثلا در یک بیت می توان نتیجه گرفت که شاعر از چندین نوع اثرپذیری بهره گرفته. مثلا:
ز رقیب دیو سیرت به خدای خود پناه مگر آن شهاب ثاقب مددی کند خدا را
حافظ
که شاعر در عین واحد از تاثیرپذیری واژگانی> تصویری> بنیادی> تلمیحی استفاده کرده است.
تجلی قرآن در اشعار حافظ
هر یادگار ذوق انسان از شاهکارهای ادبی یا هنری به هزاران جلوه از حسن و لطف و زیبایی آراسته است> ویرانه های دلهای شیدا و خاطره های پریشان را با پرتو ظلمت زدای خود روشن می سازد و به همین جهت در هر دوره امیدبخش دلهای شکسته و موجب تسلای سرهای سودازده بوده است.
هرگز نه گردش این چرنیلگون می تواند در فنای آن بکوشد و نه گذشت زمان قادر است قلم نسخ و رقم فراموشی بر چهره زیبای دلارای آن بکشد بلکه بیشک سیر اختر و فلک چون صیقلی روز به روز بر جلا و در خشندگی آن می افزاید و در دل و چشم بینایان و صاحبدلان جاذبتر و متجلی تر جلوه گر می شود.
غزلیات دلنشین زیبا و گفته های نغز و پر مغز شیوه ای خواجه شمس الدین محمد شیرازی یکی از بهترین شاهکارهای جاویدان بشریت است که تا دنیا برپاست و تا زبان فارسی باقی و جاویدان خواهد بود پیوسته اثرات جاذب و جالب آن موجبات اقبال و دلباختگی مردم با ذوق را نسبت به آن راغبتر خواهد ساخت. دیوان خواجه شیراز همچون قلزمی بیکران است که همه کس به میزان عشق و ذوق و درک خود از ژرفای اندیشه مواج و گفته های خیال انگیزش گوهرهای درخشان امید و آرزوی خود را تحصیل تواند کرد.
حافظ:
شمس الدین محمد معروف به حافظ> خواجه حافظ شیرازی > ملقب به"لسان الغیب" و "ترجمان الاسرار" شاعر و غزلسرای بزرگ و بلندآوازه ایران در سده هشتم هجری است. از احوال او آگاهی اندکی دردست است همین اندازه روشن است که در جوانی به آموختن قرآن مجید> ادبیات عرب و علوم اسلامی و کلام و حکمت پرداخت. در همین اوان قرآن را نیز حفظ می کرد به همین دلیل خود را به تخلص حافظ مشهور ساخت.
«عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ قرآن زبر بخوانی در چهارده روایت»
قرآن و اسلوب هنری حافظ:
غالبا تا سخن از حافظ و قرآن به میان می آید اولین نکته ای که به ذهن متبادر می شود> اقتباس حافظ از آیات و مضامین قرآن است. ولی تاپیر قرآن بر حافظ جدی تر از آن است که فقط به صورت اخذ و اقتباس باشد. ساخت و ساختار غزلهای حافظ از ساخت و صورت سوره های قرآن تبعیت می کند.
آقای خرمشاهی در کتاب ذهن و زبان حافظ می نویسد» تاثیر قرآن بر حافظ و هنر او جدی تر و عمیقتر از آن است که فقط به صورت اخذ و اقتباس مضامین باشد> بلکه ساختمان غزلهای حافظ متاثر از ساخت و سوره های قرآن است. همانطور که قبلا در مورد روش های اثرپذیری از قرآن بحث شد و یک نمونه آن به عنوان اثرپذیری از ساختاری و سبکی معرفی گردید> حافظ بیشا زا هر شاعر دیگری از این روش پیروی کرده و علاوه بر اینکه از محتوا و مضامین آیات و احادیث بهره برده از سبک و روش قرآن نیز پیروی کرده است.
همانطور که قرآن دارای روش خاص در بیان کردن مطالب و مضامین است و با خواندن چندین بار به این عدم نظم و پیوستگی می توان پی برد اشعار حافظ هم دارای چنین ساختار عظیمی می باشد.
همانطور که گسسته نمایی آیات قرآن بسیار کسان را به وادی جعل و بیگانگی کشانده و موجب گردیده است که نظریه های غریب و بعید در این زمینه ارائه گردد دیوان حافظ هم از چنین حالتی برخوردار می باشد.
و مسلما انگاشته شده است که اولا این نقص شعر و هنر حافظ است> ثانیا بی تردید کار کاتبان بی مسوایت است که ترتیب و توالی منطقی و اولیه ابیات را طبق اغراض شخصی و شعر نشناسی خود جا به جا کرده اند.
درست در همین نظریه ای است که در مورد خود قرآن از سوی بعضی از قرآن شناسان در مورد عدم پیوستگی موضوعی قرآن مطرح شده است. در حالی که هر دو نظریه در مورد هر دو اثر کاملا مردود می باشد. هر چند که در مورد دیوان حافظ می توان استثناء قائل شد و گفت شاید باشد غزلهایی که بنابر اغراضی جابه جا شده است ولی حداقل در مورد قرآن مردود می باشد. وقتی حافظ خود می گوید:«شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است.»
تلویحا و یا تصریحا به استقلال هر بیت یا اغلب ابیاتش نظر دارد> یا آنجا که می گوید:
حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می نوشت طایر قدسش به دام اشتیاق افتاده بود
گذشته از آنکه از روی فروتنی نظم خود را پریشان خوانده است ناخودآگاه اقرار گونه ای به تنوع مضامین غزلیات خود کرده است که باز هم می توان گفت این نه عیب عزل حافظ است که حسن است.
«گسسته نمایی ظاهری سوره های قرآن و غزلهای حافظ ره به باریکها و ژرفناهای معنایی و معنوی دارد.»[1]
در دیوان حافظ> ترکیباتی پیدا می شود که خاص خود حافظ است> کلمات در شعر حافظ نقش مهمی دارند و حتی گاه جنبه فروسمبولیک پیدا می کند.
اصولا حافظ به کسی اطلاق می شده مه صد هزار آیه و حدیث را با سلسله اسناد آن در حفظ داشته باشد و یا تمام قرآن را با قرات درست و همه وجوه قراآت> از بر بخواند و خواجه شمس الدین محمد> چنین بود و قرآن را با چهارده روایت در حفظ داشت.
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر سینه داری
نمونه ای از تجلی قرآن در اشعار حافظ:
اینک دیوان شعر حافظ را می گشاییم و در کوچه باغ شعر و سروده آن شاعر به گلشت می رویم تا نمونه های از تجلی قرآن را در این مروارید گرانبها و بزرگ شعر دری باز نماییم.
1- صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن بود
2- حافظ در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بود ورد دعا و درس قرآن غم مخور
3- ای چنگ فرو برده به خون دل حافظ
شرمت مگر از غیرت قرآن خدا نیست
4- عشقت رسد به فریاد گر خود به سان
حافظ قران ز بر بخوانی در چارده روایت
5- زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه باک
دیو بگریزد از آن قدم که قرآن خوانند
6- حافظ به حق قرآن کز حق وشید بازآ
باشد که گوی عیشی در این میان توان زد
قرآن و حدیث پشتوانه اندیشه ها
علل توجه حافظ به قرآن و حدیث دو موارد زیر بیان می گردد:
الف: علل درونی یا اعتقادی: توجه کردن به آیات و احادیث مخصوصا برای شاعری که به حافظ و حافظه زمان معروف است از یک علل اعتقادی و معنوی قوی سرچشمه می گیرد که در حافظ ایجاد انگیزه می گردد که اشعار خود را و محتوا و مضمون آنها را بر اساس و اقتباس و تضمین آیات و احادیث قرار دهد. به گفته استاد خرمشاهی : حافظ> حافظه زمان ماست. حافظی که لطایف حکمی را با نکات قرآنی جمع کرده و باریکترین دقایق عرفانی را در غزلهای نغز و نازکش درج کرده است.
ب: عامل بیرونی: گذشته از عامل اعتقاد> آیه و حدیث از لحاظ داشتن ارزش صوری و معنوی سخن شناسان را به خود می خواند. چرا که از لحاظ صوری(لفظی) آیات و احادیث سخنان نغز و پرمغزی می باشند که شاعر آن سان از آن الهام می گیرند که گویی خود آفریننده آن مضمون و محتوا می باشند.
1- برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که نداند جز این تحفه به ما روز الست
حافظ در این بیت هم از اثرپذیری واژه ای استفاده کرده هم از اثرپذیری بنیادی و به آیه زیر توجه داشته است.
«الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیامة انا کنا عن هذا غافلین»
2- ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق هر عمل اجری و هر کرده جزائی دارد.
همین طور که از این بیت بر می آید حافظ باز هم از آیه زیر بنیاد گرفته است. حافظ بیش از هر چیز و هر اثرپذیری الهامی و بنیادی بهره می جوید.
«... فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره» سوره زلزال/7-8
یا آیه«کل نفس بما کسبت رهینة» سوره مدثر/38
3- آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه کار به نام من دیوانه زدند
غزل حافظ 179خانلری
این بیت شاعر از مضمون آیه زیر از قرآن الهام گرفته و از شیوه بنیادی اثرپذیری کرده است.
آیه:«انّا عرضنا الامانة علی السموات و الارض و الجبان فابین ان یحملنها و اشفقن منها و حملها الانسان انّه کان ظلوما جهولا.»
قران در این آیه گفته است: ما امانت تعهد- تکلیف- را بر آسمانها و زمین و کوهها> عرضه داشتیم> آنها از حمل آن اباء کردند و از آن هراس داشتند اما انسان آن را بر دوش کشید.
4- مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمود
هر آن قسمت که آنجا رفت کم و افزون نخواهد شد
بنیاد واساس این بیت از آیه زیر گرفته شده:
«ان ربک یسط الرزق لمن یشاء و یقدر انه کان بعباد خبیرا بصیرا»
پروردگارت روزی را برای هر کس بخواهد گشاده و تنگ می سازد او به بندگانش آگاه و بینا است.
5- گنج قارون که فرو می رود از قهر هنور صدمه ای از اثر غیرت درویشان است
این بیت تلمیحی است به داستان قارون که درقرآن بارها از آن یاد شده. مثل داستانهای متعددی که حافظ بارها آنها را از قرآن اقتباس کرده اند مثل داستان موسی> یوسف و... .
«ان قارون کان من موسی فنعی علیهم و اتیناه من الکنوز ما انّ مفاتحه لتنوا بالغیبة اولی القوة»
6- چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت
در قرآن آیه وجو دارد که حافظ قسمتی از آن را درست در مصرع دوم اقتباس و تضمین کرده و آن آیه این است.
«ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جنات تجری من تحتها النهار ذلک الفوز الکبیر» سوره بوج/11
7- شب تارست و ره واد یایمن در پیش آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
در این بیت شاعر از اثرپذیری وامگیری و ترجمه استفاده کرده و این بیت برگرفته از آیه ای است در مورد حضرت موسی(ع) در طلب آتش.
«فلما اتاها نودی من شاطی الواد الایمن فی التبعة المبارکة من الشجرة ان یا موسی انی انالله رب العالمین» سوره قصص/30
8- شب قدر است و طی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
ای بیت که از سوره قدر با همان ساختار اقتباس و تضمین شده است.
9- نشاط و عیش جوانی چو گل غنیمت دان که حافظ نبود بر رسول غیر بلاغ
«و ما علی الرسول الا البلاغ» سوره مائده/99
10-بارها گفته ام و بار دگر می گویم
که من گمشده این ره نه به خود می پویم
این شعر بنیاد گرفته از آیه زیر است:
«ان التبع الا ما یوحی الی» سوره انعام/50
10- یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
«فانجیناه و اصحاب السفینة و جعلنا آیة للعالمین» سوره عنکبوت/40
منابع و مآخذ:
1- تجلی قرآن و حدیث در ابیات فارسی از محمد راستگو
2- بانگ جرس از پرتو علوی
3- ذهن و زبان حافظ از بهاء الدین خرمشاهی
4- مقاله تاثیر حدیث در اشعار حافظ از دکتر اصغر رادبه
5- در قلمرو بلاغت ار دکتر محمد علوی مقدم
6- جلوه جمال از محمد علوی مقدم
7- تاثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسی از دکتر علی اصغر حلبی
8- دیوان حافظ شرح دکتر خطیب رهبر
9- حافظ ناصر از دکتر بهاء الدین خرمشاهی.