پیامک های ولادت امام رضا (ع)

حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده

اینها همه علتش فقط یک چیز است  / ایرانی ام و رضا پناهم داده . . .

میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک

 

.

.

.

پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد

نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزد . . .

.

.

.

مگذار مرا دراین هیاهو، آقا / تنها و غریب و سربه زانو آقا

ای کاش ضمانت دلم را بکنی / تکرار قشنگ بچه آهو آقا

عیدتون مبارک

.

.

.

کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زد / بدون واسطه دم از احد نخواهد زد

گدای کوی رضا شو که آن امام رئوف / به سینه ی احدی دست رد نخواهد زد

بهترین شادباش ها تقدیم به شما

بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا-ع

.

.

.

خوش آمدی رضا جان جانم فدا نمایم / تبریک من پذیــری باشد همین دوایم

از جان تو را بخوانم خوشبو شود دهانم / لطفی نما رضا جان تا من به کعبه آیم . . .

.

.

.

تو را با نام آهو می شناسند / رضای حضرت هو می شناسند

تمام رعیت ملک عظیمت / به نام شاه خوشرو می شناسند . . .

ولادت امام رضا(ع) بر شما مبارک

.

.

.

یاد او در عمق دلها می شکوفد همچو نور / نام او در کام جانها می تراود همچو قند

ای حضور هشتمین، افتادگان غربتیم / دست ما را هم بگیر از لطف، ای بالابلندعید شما مبارک


.

.

.

رضای تو را من رضایم، رضا جان / به دربار تو من گدایم رضا(ع) جان

اگر دور از مکه و کربلایم / تویی مکه و کربلایم رضا(ع) جان . . .

.

.

.

امام رضا(علیه ‎السلام)

هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى برطرف نماید

خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش برطرف سازد

(اصول کافى، ج ۳، ص ۲۶۸)

.

.

.

در باغ ولایت گل خوشبوست رضا / سروچمن گلشن مینوست رضا

نومید مشو زدرگه احسانش  / زیرا به جهان ضامن اهوست رضا

میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیت

.

.

.

ما در ره  ثامن الحجج هشیاریم / در حفظ حریم او قدم برداریم

گر دشمن ما خواب پریشان دیده / در سایه ی حضرت رضا بیداریم . . .

.

.

.

اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایى / جان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایى

میوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایت / بحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى . . .

.

.

.

آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردند

باران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک “آقا” آشنا کردند. . .

 

اشعار ولادت امام رضا(ع)

 

 

باز مرا در  به دهن آمده

طوطی طبعم به سخن آمده

 

باز به رویم در خلد باز شد

رحمت بی واسطه آغاز شد

 

باز دلم مست و هوایی شده

گرم مناجات رضایی شده

 

 

جنون عاشقانه بی حد شده

مرغ دلم راهی مشهد شده

 

اشک دل از دیده روان می کنم

آنچه که مخفیست عیان می کنم

 

چشم دل خویش چو وا می کنم

زمزمه رضا رضا می کنم

 

غبار معصیت زدل رفته ام

درد دلم را به رضا گفته ام

 

ای شجر باغ علی و بتول

چو فاطمه بضعه پاک رسول

 

ای دو جهان ریزه خور خوان تو

جان به فدای تو و احسان تو

 

ای حرمت به عرش حق متصل

دشمن و دوست از کرم تو خجل

 

خلق جهان را تو پناهی رضا

کن به من خسته نگاهی رضا

 

کعبه دل حج فقیران تویی

شاه کرم حضرت سلطان تویی

 

گرچه بود زائر تو بی حساب

خواسته کسی نماند بی جواب

 

گرچه بود حاصل عمرم گناه

ولی به درگاه تو آرم پناه

 

مران مرا مران مرا از درت

به پهلوی شکسته مادرت

اي راهب كليسا ديگر مزن به ناقوس

خاموش كن صدا را نقاره مي زند توس

آيا مسيح ايران كم داده مرده را جان

جاني دوباره بردار با ما بيا به پابوس


 خورشيد آسمان ها در پيش گنبد او

رنگي ندارد آن جا چيزي شبيه فانوس

 روياي نا تمامم ساعات در حرم بود

باقي عمرم اما افسوس بود و كابوس

 اى نور خدا ماه هدى مظهر داور

سلطان جهان كهف امان شاه مظفّر

از كعبه تو عرش مجيد است منوّر

جبريل امين تاج غلامى تو برسر

شد پاس درت فخر ملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مَه انور

ربّ ارنى گو به خدا موسىِ عِمران

اندر هوس جلوات اى ماه بدخشان

آئى به تجلّى اگر اى مهر درخشان

فانى شده در كوى تو اى مظهر سبحان

شد پاس درت فخر ملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مَه انور

آثار حق از عين تو بينيم سراپا

اسرار وى از نطق تو گرديده هويدا

انوار وى از وجه تو شد ظاهر وپيدا

آيات وى از دست تو همچون يد و بيضا

شد پاس درت فخر ملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مَه انور

مدح تو سزد زآنكه چه نقش تو عيان كرد

وصفت كند آن كو به تو اسرار نهان كرد

بشناخته ات آنكه چه صنعى تو توان كرد

جز او كه توان مدح تو را حق بيان كرد

شدپاس درت فخرملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مه انور

آرى به كجا قطره كه او وصف كند يَم

آرى به كجا ذرّه كه از شمس زند دَم

پروانه كجا آرى و اين صفحه عالم

بس قطره و هم ذرّه تو اى شه اعظم

شد پاس درت فخرملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مه انور

ليك ار نكنم مدح تو اى شاه چه گويم

از مهر تو گر دم نزم مهر كه جويم

رو سوى تو ناورده نمايم به كه رويم

شاهم به دوعالم چو نظركرده تو سويم

شدپاس درت فخرملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مه انور

در قطره جود و كرمت بحر چه باشد

در تابش وجهِ قمرت بدر چه باشد

در جلوه نور نظرت فجر چه باشد

در شمّه بخشش ز كَفَت اَبر چه باشد

شد پاس درت فخر ملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مه انور

اى وجه خدا سوى تو يابيم هدى را

از اسم تو يابيم اجابت ز دعا را

گر سوى مُنايت دهى اى شاه صلا را

در كعبه امن  تو كنم سعى صفا را

شد پاس درت فخرملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مه انور

هستى تو سليمان و منم مور تو اى شاه

پيوسته بُدم منظر و منظور به درگاه

دادى تو به ايمانىِ دل خسته به خود راه

زين راه بهر باب حقم باز بِشد راه

شد پاس درت فخرملائك همه يكسر

هم رشك جنان روضه تو اى مه انور

یک سایه ، یک سکوت ، نه بغضی که بی صدا
پاشیده روی صحن گلاب و گل و خدا
غمگین ترین پرنده ی عصر دوشنبه ـ زن
تصویر پس زمینه ی خاموش روشنا
آه این عصای دائمی تا شو ی سپید
این عینک کبود تو را می برد کجا ؟
این چندمین دوشنبه ی سرد است آمده است

پاهای بی قرار تو با دست این عصا ؟ ـ
در پشت خواب پنجره ی رو به آفتاب
بسته است چون دخیل به این میله ها تو را
دستش نمی رسد به ضریح وَ کبوتری
پر می کشد درست همان لحظه ی دعا ـ
از بین دست های غریبی که می شوند
شانه به شانه از دل گلدسته ها رها
گلدسته ها به شانه او بال می شوند
دستان او کشیده شده تا خود خدا ...
چشمان من برای تو آقای هشتمم
من را به من نشان بده آقا ببین مرا
دارد به برگ برگ تنم رخنه می کند
این ریشه ی سیاه که در من گرفته پا
این چشم های سبز به درد چه می خورند
این بار اگربهار نگیرند از شما؟
صبح سه شنبه نم نم باران گرفته است
پیچیده است عطر خداوند در هوا
با سیل رفته است زن و عینکی سیاه
مانده است توی صحن به همراه یک عصا

مرضیه داوری

مژده ای اهل رضا روی رضا پیدا شد

جلوه حسن الهی به فضا پیدا شد

ضعفا روی به گلزار ولایت آرید

که گل روی معین الضعفا پیدا شد

غنچه نجمه به دامان سحر گاه شکفت

بوی گل در نفس باد صبا پیدا شد

 

علوی طلعت او آینه حسن خداست

بر همه آینه حسن خداپیدا شد

موسی آن طلعت نادیده که در طور ندید

صبحدم در حرم موسی ما پیدا شد

جلوه باطن اسرار نهان را نگرید

به خدا آینه غیب نما پیدا شد

جان فشانید که جانان دو عالم آمد

درد آرید که ناگفته دوا پیدا شد

نجمه را نجمه نخوانید خدا می داند

این سپهریست کز او شمس ضحی پیدا شد

به دعا دست برآرید چرا خاموشید؟

قبله حاجت ارباب دعا پیدا شد

چنگ بر چنگ زن آهنگ غریبی بنواز

چه نشستی که غریب الغربا پیدا شد

کعبه جان به حرم خانه موسی آمد

یا که در مروه دل نور صفا پیدا شد

سوره فتح بخوانید علی می آید

آیت صبر بیارید رضا پیدا شد

با قضا گوی که مولای قدر می آید

با قدر گوی که سلطان قضا پیدا شد

اهل ایران همه جان از پی ایثار آرید

که ولی نعمت و مولای شما پیدا شد

کیمیایی نظری آمده کز یک نگهش

ازدرون سیه سنگ طلا شد

اختر برج ولایت چه مبارک سرزد

ماه افلاک ولایت چه بجا پیدا شد

گرچه گفتند که در خوف ورجا باید بود

خوف از خویش برانید رجا پیدا شد

آمد از راه کریمی که به باب کرمش

تاج شاهی به قدمهای گدا پیدا شد

ای زغم خسته برو غصه به دیا افکن

ای گره بسته بیا عقده گشا پیدا شد

برق رحمت زد و اوراق غضب را سوزاند

قلم عفو پی محو خطا پیدا شد

نقش شیر از نگهش شیر ژیانی گردید

بی عصا معجز موسی و عصا پیدا شد

نه به محشر نه به برزخ نه به میزان نه صراط

این چراغیست که نورش همه جا پیدا شد

لاله آرزوی آل محمد رویید

گوهر گمشده اهل ولا پیدا شد

تا چو (میثم)به درش دست گدائی نگرفت

کس ندانست در این خانه چه ها پیدا شد
 حاج غلامرضا سازگار

 

تو را با نام آهو می شناسند

رضای حضرت هو می شناسند

تمام رعیت ملک عظیمت

به نام شاه خوشرو می شناسند

کجا اینگونه سلطان را همیشه

به خم های دو ابرو می شناسند

همه از بس که یار بی کسانی

شهی بازور و بازو می شناسند

تمام دلبران اینجا شما را

به زیبایی گیسو می شناسند

تمام راه را تا روز محشر

زمهتاب تو مه رو می شناسند

به عشق مادرت ام الائمه

تو را فرزند بانو می شناسند

حریمت را به عشق قبر زهرا

به نام خانه ی او می شناسند

مسیر پنجره فولاد صحنت

گدایانت زهر سو می شناسند

تمام آستان و صحن ها را

همه پهلو به پهلو می شناسند

همه ما را میان صحن هایت

گدای آب و جارو می شناسند

بیا اینجا غریبان یاردارند

که ماها را در این تو می شناسند

همه اینجا تو را از بس رئوفی

ضمانت خواه آهو می شناسند 

سروده کمال مومنی

شب است و منادى ندا مى كند

مريدان حق را صدا مى كند

كه امشب در رحمت خويش را

خدا بر رخ خلق وا مى كند

ز خمخانه شب شراباً طهورا

به پيمانه انّما مى كند

ز رحمت به موسى بن جعفر خدا

گران هديه اى را عطا مى كند

به نجمه عطا كرده حق آيتى

كه حق را ز باطل جدا مى كند

قدم زد على بن موسى به عالم

كه عالم بر او اقتدا مى كند

به شمس الضحى داده شمس الشموسى

كز او شمس كسب ضيا مى كند

درخشيد رخشنده مهرى كه مهرش

مس قلب ما را طلا مى كند

چو جدّش ز رفعت برد گوى سبقت

كه صبر بلا در قضا مى كند

ز نام على نام او گشته مشتق

كه توصيف او هل اتى مى كند

بود عصمت فاطمى را دُر ناب

كه شرم از رخ او حيا مى كند

بود او حَسَن را علمدار صلحى

كه پاينده دين خدا مى كند

بود وارث نهضت سرخ عاشور

كه كاخ ستم را فنا مى كند

بود در عبادت چو زين العباد

كه بر شيعيانش دعا مى كند

چو بحرالعلوم است دريايى از علم

كه فكر بشر كيميا مى كند

ز فقه الرضا زنده شد فقه صادق

كه تضمين آن با ولا مى كند

اگر اژدها كرد موسى عصا را

رضا اين عمل بى عصا مى كند

كند زنده در پرده تصوير شيران

ببين پور موسى چه ها مى كند

اگر آهويى را به دامى ببيند

ز دام بلايش رها مى كند

بود او طبيبى كه بى نسخه درمان

ز ما دردها را دوا مى كند

چو بابش بود مظهر جود و بخشش

كه حاجات ما را روا مى كند

ز بس كه رئوف است از ما خدا را

ز فرط رضايش رضا مى كند

رسول خدا را بود پاره تن

كه وصفش رسول خدا مى كند

خدا را زيارت كند هر كه او را

زيارت به صدق و صفا مى كند

به ديدار قبرش رود هر كه يك بار

تلافى آن را سه جا مى كند

به «ژوليده» او داده قولى كه فردا

به قولى كه داده وفا مى كند

 

اشعار شهادت امام صادق (ع)

به مناسبت شهادت امام صادق (ع)

زمزمه با امام زمان

بگو امشب تو غم ها را ، غم صادق، غم ما را

ز آن دفتر بگو ای یار، غم فرزند زهرا را

در آن کوچه، امام افتاد، شبیه مادرش زهرا (س)

بگو هیزم بگو آتش، بگو غمهای زیبا را

ببین ای آشنا ای یار، به دست بسته می بردند

 در آن کوچه امام من، نذر کن اشک دریا را

سقیفه یادمان آمد، مدینه یادمان آمد

ببین آقا غم جعفر، غم غمهای دنیا را

سروده: جعفر ابوالفتحی

بمناسبت شهادت رئیس مکتب شیعه امام صادق ع

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

به روی شانه ی پیرش غم دو عالم بود

میان صحن حسینیه ی دو چشمانش

همیشه خاطره ی ظهر یک محرم بود

 

دل شکسته ی او را شکسته تر کردند

 

 

شبیه مادر مظلومه اش پر از غم بود

اگر تمام ملائک زگریه می مردند

به پای خانه ی آتش گرفته اش کم بود

حدیث حرمت او را به زیر پا بردند

اگر چه آبروی خاندان آدم بود

شتاب مرکب و بند و تعلل پایش

زمینه های زمین خوردنش فراهم بود

مدینه بود و شرر بود و خانه ای ساده

چه خوب می شد اگر یک کمی حیا هم بود

امان نداشت که عمامه ای به سر گیرد

همان امام غریبی که شانه اش خم بود

سروده علی اکبر لطیفیان

شيعيان رهبر ما را كشتند 

صادق آل عبا را كشتند 

نور چشم علي و فاطمه را  

وارث كربوبلا را كشتند

 

***   

دل او را دل شب آزردند 

از درو بام هجومش بردند 

ريسمان چونكه به دستش بستند 

غنچه هايش به حرم پژمردند 

*** 

 هرزمان رنگ جفا را مي ديد 

كوچه و كرب و بلا را مي ديد 

خانه اش چونكه در آتش مي سوخت 

خيمه ي آل عبا را مي ديد

گوشه ای از حرای حجرهء خویش
نیمه شبها،خدا خدا می کرد
طبق رسمی که ارث مادر بود
مردم شهر را دعا می کرد

هر ملک در دل آرزویش بود
بشنود سوز ربنایش را
آرزو داشت لحظه ای بوسد
مهر و تسبیح کربلایش را
هر زمان دل شکسته تر می شد
«فاطمه اشفعی لنا» می خواند
زیرلب با صدای بغض آلود
روضهء تلخ کوچه را می خواند
عاقبت در یکی از آن شبها
دل او را به درد آوردند
بی نمازان شهر پیغمبر
سرسجاده دوره اش کردند
پیرمرد قبیلهء ما را
در دل شب،کشان کشان بردند
با طنابی که دور دستش بود
پشت مرکب،کشان کشان بردند
ناجوانمردهای بی انصاف
سن وسالی گذشته از آقا !؟
می شود لااقل نگهدارید
حرمت گیسوی سپیدش را
پابرهنه،بدون عمامه
روح اسلام را کجا بردید؟
سالخورده ترین امامم را
بی عباوعصا کجا بردید؟
نکشیدش،مگر نمی بینید!؟
زانویش ناتوان و خسته شده
چقدر گریه کرده او نکند؟
حرمت مادرش شکسته شده
ای سواره،نفس نفس زدنش
علت روشن کهن سالی است
بسکه آقای ما زمین خورده!؟
در نگاه تو برق خوشحالی است
جگرم تیر می کشد آقا
چه بلاهایی آمده به سرت!
تو فقط خیزران نخورده ای و
شمر وخُولی نبوده دوروبرت
به خدا خاک بر دهانم باد
شعر آقا کجا و شمر کجا!؟
حرف خُولی چرا وسط آمد؟
سرتان را کسی نبرد آقا
به گمانم شما دلت می خواست
شعر را سمت کربلا ببری
دل آشفتهء محبان را
با خودت پای نیزه ها ببری
شک ندارم شما دلت می خواست
بیت ها را پر از سپیده کنی
گریه هایت اگر امان بدهد
یادی از حنجر بریده کنی

سروده ی  وحيد قاسمي

دلم هوای بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

 

 

دوباره بیرق مشکی به دست می گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمیّ بقیع

سلام من به گل یاس هاشمیّ بقیع

ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد

هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همانکه فاطمه را بین کوچه زد گویا

ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و کهن سال شیعه را کشتند

امان که روح سبکبال شیعه را کشتند

فضای شهر مدینه بیاد او تار است

هنوز سینه ی آن پیر عشق خونبار است

هنوز می کشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخی کامش به حسرت شهدی است

هنوز چشم دلش بر رسیدن مهدی است

 

سید محمد میرهاشمی

 

نسیم کوی رضا (ع)

زیارت وسیله قرب الهی

بنابر آنچه از متون روایی و دینی استفاده می‏شود، زیارت قبور اولیای الهی منشا آثار و برکات دنیوی و اخروی فراوانی است و مسلمانان به حکم آیه «اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیلة‏»(1)؛ «تقوای الهی پیشه کنید و وسیله‏ای [برای تقرب] به سوی او بجوئید.» اولیای الهی را بهترین وسیله برای تقرب به خداوند می‏دانند .

از این رو، بارها رنج و مشقت‏ سفر را به جان می‏خرند و به زیارت قبور آنان مشرف می‏شوند و به پیمان و عهد قلبی و درونی که با پیامبران و امامان خویش بسته‏اند، عمل می‏کنند. امام علی بن موسی الرضا(علیه‎السلام) می‏فرماید: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فی زیارتهم و تصدیقا بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعاءهم یوم القیامة(2)؛ همانا برای هر امامی عهد و پیمانی است ‏بر عهده پیروان و شیعیانشان و وفای کامل به این عهد و ادا نمودن آن به وجه نیکو در گروی زیارت قبور آنان است، پس هر کس از روی رغبت و میل به زیارت آنان و برای تصدیق آنچه که آنها در آن رغبت داشتند، آنان را زیارت کند، امامان و پیشوایانشان در روز قیامت ‏شفیع آنان خواهند بود.»

همچنین رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) می‏فرمایند: «من اتانی زائرا کنت ‏شفیعه یوم القیامة(3)؛ هر کس به زیارت من بیاید در روز قیامت ‏شفیع او خواهم بود.» زیارت در واقع، تجدید عهد و پیوند زدن قلب و روح به انسان‎هایی است که خلیفة الله حقیقی در زمین هستند؛ کسانی که به حقیقت ندای «انی جاعل فی الارض خلیفة‏»(4) را جامه عمل پوشانیده‏اند، و سفره جود و کرمشان برای عموم مردم گسترده و باب لطف و رحمتشان بر همگان گشوده است؛ انسان‎هایی که در وصف آنان گفته می‏شود: «السلام علی ائمة الهدی و مصابیح الدجی و اعلام التقی و ذوی النهی(5)؛ سلام بر امامان هدایت، و روشنگران تاریکی، و نشانه‏های تقوا و پرهیزگاری، و صاحبان عقل.»


پی‎نوشت‎ها:

1- مائده/35 .

2- بحارالانوار، مجلسی، موسسة الوفاء، ج‏97، ص‏116 .

3- همان، ص 142 .

4- بقرة/30 .

5- تهذیب الاحکام، ج‏6، ص‏96، ح‏1 (زیارت جامعه) .

توصیه‎هایی برای زیارت حضرت رضا(علیه‎السلام)

 

برای مشرف شدن به حرم حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‌السلام) نكات و موارد متعددی در روایات ذكر شده است و بزرگان دین هم هر كدام نكات خاص و ویژه‌ای را عمل می‌نموده‌اند كه در اینجا به بخشی از آنها اشاره می‌شود.

آنچه مسلم است این كه زائر بر اساس توان نسبت به انجام این اعمال اقدام می‌نماید.

1ـ اولین نكته‌ای كه اینجا لازم است به آن اشاره شود، این است كه موقعی كه كسالت دارید یا خسته هستید و یا در حال و هوای دعا نیستید به زیارت نروید. اول خودتان را آماده كنید، بعد مشرف شوید.

2ـ با رعایت نكته فوق، با آرامش، بدون توجه به اطراف و یا صحبت‌های غیر ضروری با اطرافیان، با توجه كامل قلب به حضرت رضا(علیه‌السلام) به طرف حرم حركت كنید.

3ـ گفتن ذكر «استغفرالله ذاالجلال و الاكرام من جمیع الذنوب و الاثام» در بین راه، یعنی از محل اقامت تا ورودی صحن مطهر.

4ـ وقتی می‌خواهید پایتان را داخل صحن بگذارید چون فضا عوض می‌شود ذكر هم عوض می‌شود. در صحن آرام آرام به طرف حرم حركت كنید و ذكر شریف «لا اله الا الله» را تكرار كنید تا آن كه به روضه مقدسه برسید.

5ـ با احترام در ورودی روضه مقدسه بایستید. وقتی اذن دخول را خواندید و رقت قلبی به شما دست داد و اشكتان جاری شد و یا حالتان تغییر كرد، بدانید كه این علامت رخصت و اجازه ورود به روضه است.

6ـ سجده كردن حرام است ولی عتبه‎بوسی مستحب مؤكد است.

7ـ هنگام رویت ضریح مطهر و قدم برداشتن در روضه منوره بهتر است ذكر شریف «الله اكبر» را بگویی، البته با رعایت احترام و ادب.

8ـ اگر مزاحمتی برای زائران حضرت به وجود نمی‌آید تا حد امكان به ضریح نزدیك شوید و زیارت‎های وارده را بخوانید. اگر امكانش نیست، اصرار نداشته باشید، چرا كه آزار نرساندن به زائران حضرت، واجب‌تر است.

9ـ بهتر است زیارت حضرت رضا(علیه‌السلام) و دعاها را از روی مفاتیح یا كتب معتبر موجود در حرم بخوانید.

10ـ اگر ناراحتی و مشكلی ندارید، ایستاده و با صدای آرام زیارت را بخوانید تا موجب سلب حضور قلب از دیگران نشوید. به خاطر رعایت ادب و احترام در محضر حضرت، از دعوت دیگران به فرستادن صلوات با صدای بلند خودداری كنید.

11ـ پس از خواندن زیارت، در صورت امكان به بالای سر حضرت بروید و به نیابت از حضرت ولی عصر(عج) نماز زیارت را بخوانید. اگر فرصت دارید دو ركعت نماز زیارت بخوانید كه در ركعت اول بعد از حمد، سوره یس، و در ركعت دوم سوره الرحمن خوانده می‎شود و یا دو ركعت نماز مانند نماز صبح بخوانید با نیت نماز زیارت.

التماس دعا

اشعار ولادت حضرت معصومه (س)

اشعار ولادت حضرت معصومه (س)

بي شك دليل فيض شمايي ...

خاتون شهر آينه هايي بزرگوار

زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار

چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را

ناموس بارگاه خدايي بزرگوار

 

 

اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي

موساي بي عباوعصايي بزرگوار

 

بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد

فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار

 

گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم

نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار

 

من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا

آري هميشه عقده گشايي بزرگوار

 

باران رحمت ازلي سهم مان شده

بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار

 

بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟

امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار

 

خلقت شبيه پير كريم عشيره است

الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار

 

فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان

هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار

 

فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

 

اينجا مريض ها همگي خضر مي شوند

سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار

 

از لحن گريه كردن زوار واضح است

در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار

 

يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟

محشر دم بهشت بيايي بزرگوار

 

خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه 

نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه

گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب 

قطره‌ای باشد ز دریای كمال فاطمه

تابش شمع و چراغ و كهربایی نورها 

 باشد از نقد جمال بی مثال فاطمه

صافی آیینه ایوان نیكو منظرش

گوشه‌ای از صافی قلب زلال فاطمه

عطر آگین گشته گر این بارگاه جنتی 

این نسیمی است از عبیر بی همال فاطمه

بر سر ما سایه افكن از كرامت ای بتول

شد سعید آن كس كه بُد اندر ظلال فاطمه

آفت دلها غم است بر درگه معصومه‌ام

حرمت من حرمت عز و جلال فاطمه

یارب از غمها مرا برهان هم از افسردگی 

عفو كن ما را به قلب پر ملال فاطمه

كبریا از درگهش كس را نكرده ناامید 

خاصه آنكو داشت پشتیبان مثال فاطمه

آیتی از خداست معصومه(علیها السلام)
لطف بی‏انتهاست معصومه(علیها السلام)

 

ای مظهر عصمت خدا معصومه
کن مرحمتی به سوی ما معصومه
ازما تورضا باش به جان زهرا
ای نام برادرت رضا،معصومه

 

آنکه قبرش به قم سنگر عصمت است
بهرایرانیان باعث رحمت است
ماهمه ریزه خوار، او ولی نعمت است
مظهر عصمت کبریا خوش آمد

 

 

ای روح محبت که به قم قائمه ای
یادآور زهد و عفت فاطمه ای
معصومه و خواهر محبوب رضا
اوعالم اهلبیت و تو عالمه ای

 

 

بپوشانید چشم ای اهل معنا
که آید عصمت باری تعالی
خدا افزوده لطف خود به مردم
که آید حضرت معصومه درقم

 

 

ای که به قم قدر و بها داده ای
کشور ما را تو صفا داده ای
نام تو بر قلب صفا می دهد
روضه تو بوی رضا(ع)می دهد
میلاد مسعود حضرت فاطمه معصومه(س) بردوستداران حضرتش مبارکباد.

 

 

امام رضا(علیه السلام)فرمودند: كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است.

 

 

بارگاهی که به شهر قم به پاست،
هم برای نجف هم کربلاست،
خاک اورا غرق بوسه می کنم،
چون که جای پای اربابم رضاست.

 

 

 

یا رب چه قشنگ است و چه زیبا حرم قم
چون جنت اعلا، حرم محترم قم
بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی
دردانه زهرا و ملائك خدم قم
این مژده بس او را كه بهشت است جزایش
هر كس كه زیارت كندش در حرم قم

 

 

اى دختر و خواهر ولایت
آیینه مادر ولایت
بر ارض و سما ملیكه در قم
آرام دل امام هفتم
معصومه به كتیبه و به عصمت
افتاده به خاك پایت عفت
گفتند و شنیده اند ز آغاز
كز قم به جنان درى شود باز
حاجت نبود مرا برآن در
قم باشدم از بهشت بهتر
قم قبله خازن بهشت است
این جا سخن از بهشت، زشت است

 

 

شهر قم یک گل به نام حضرت معصومه دارد
این شرف را شهر قم با حضرت معصومه دارد
شهر ما سرمست گشته از شمیم عطر کویش
یک جهان عطر مصفا حضرت معصومه دارد
هر که شد مهمان به قم از فیض اولبریز گشته
این کرامتها به دلها حضرت معصومه دارد
من چه گویم از محبت ، از وفا ، از عشق بانو
یک بغل فیض معلا ، حضرت معصومه دارد

 

 



برآیینه جمال داور صلوات
بر روشنی چشم پیمبر صلوات
برحضرت معصومه فروغ سرمد
بر دسته گل موسی جعفرصلوات

 

 


خاك قم گشته مقدس ازجلال فاطمه
نورباران گشته این شهرازجمال فاطمه
گرچه شهر قم شده گنجینه علم و ادب
قطره اى باشد ز دریاى كمال فاطمه


 

 


زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است
سرچشمه محبت و الطاف داور است
بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است
بعد از خدا به سجده بوَد زآن که مادر است


امام جواد (علیه السلام) فرمودند: كسى كه عمه ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است .

  

دخت موسى و اخت الرضا خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

 

پیک شادى رسد از سما بر زمین

تا دهد مژده بر جمله مسلمین

مرغ جان را بود نغمه اى دلنشین

کرده این ایت حق نما خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

گوهرى کز شرف جلوه کوثر است

فروغ دیده موسى ابن جعفر است

دخت فرخنده زهراى اطهر است

روشنى بخش بیت الولا خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

آنکه قبرش به قم سنگر عصمت است

بهر ایرانیان باعث رحمت است

ما همه ریزه خوار، او ولى نعمت است

مظهر عصمت کبریا خوش آمد

خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد، خوش آمد

حضرت معصومه به دنیا خوش آمد (2)

 

 

شعر دفاع مقدس

دفاع مقدس و شهدا - شهدا

اي شهيد ! 

 

عشق را بـا خـون خـود كردي تـو معنـا اي شهيـد!

خـويـش را بـردي بـه اوج عـرش اعـلا ، اي شهيد! 

زنـدگي  تسليم   تـو  شد ، مــرگ خــالي از عــدم

زنـده تــر از تـو نمي بينـم بـه دنيــــا اي شهيـــــد! 

در كـلاس عشـق تــو ، استــادهــا  بنشستــه اند

كـــز تـو آمـوزنــد  ســــرمشق  الفبـــا،  اي شهيد! 

نــور  مي پــاشي  بسان   مــاه   بــــر   قصر  امـل

عشـق مي نوشد ز تـو عــاشقترين ها اي شهيد! 

مـأمـن   جــانْ پَـرورت  ،  ســـــرمنــزل   مقصـــودها

حـــاصلي از  بــاورت  ، روح   تـجلّا اي شهيـــــــــد!

 

عـــالمي حيـــران بـه شور و عشقبــــازي هاي تـو

 

 

گلشنـــي حسرت بـــه ديـدار تـو رعنـا، اي شهيد!

جــز خــدا واقف نـشد بـــر  اوج  عـرفـان تــــو  كس

چــونكه گشتـــه عـاشقت آخـر خـدا را اي شهيـد! 

تيــغ    هيبت  مـــي زنـي انـديــــشه ي فـرعُوْن را

بـا   يد   بيضائي ات ، مانند  موسي(ع) اي شهيد! 

تـو عظيـم و اعظمـي ، عـاري  ز نـقصان و عـــــدم

تــو شريف و اشرفي  چون شاخ طوبي اي شهيد!

موج موج از تــو سرازيــر است بــر رگهــاي عـشق

شور سرمستي كـه در خــونست پيـدا اي شهيد! 

بــي تـــــو  مـــي ميـــــرد  جـهان   عزّت و امّيــدها

بـي تـو   مي خشكد   گـل  راز  تـمنّـا   اي  شهيد!

تـو مــراد و عــــارفــــي در  گـــلسِــتان    معـــرفت

جـلوه ي  روح    تو را خواهم تماشا اي شهيــــــد!

بـر تـهيـدستـــان ، نـگاهــــــي از  حضور    پـاك بـاد

چـشم   يـاري دارد  از  عشق   تو  دادا اي شهيد!

یادش بخیر با بچه های هیئت
یادش بخیر شور و نوای هیئت
شب های جمعه همگی هم نوا
شور می زدیم برا حسین زهرا
با ذ کر یا حسین همه بچه ها
راهی بودیم به گلزار شهیدا
سر بند یا حسین رو سرهامون بود
یا فاطمه مدد رو لب هامون بود

 

یکی می گفت شهیدا شرمنده ایم
بعد شما ما همگی  زنده ایم
اون یکی گفت : یاد حاج همت بخیر
یاد آدم های با غیرت بخیر
اون یکی گفت شهید فراموش شده
عشق شهادت دیگه خاموش شده
جوون ها حالا دیگه با کلاسن
کی دیگه فکر شهید و پلاکن
جای پلاک رو سینه ها صلیبه
چفیه دیگه توی ماها غریبه
تا که می گیم شهید به ما می خندن
انگ دیوونگی به ما می بندن
می گن که قرن بیست و یک رسیده
چرا همش حرف شما شهیده
فقط می گیم شهیدا شرمنده ایم
بعد شما ما همگی زنده ایم
شاعر : روح ا... گائینی

داغ دل لاله

 امروز برای شهدا وقت نداریم

  ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

 ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

 


 چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

 در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

 بهر سفر کرببلا وقت نداریم

 تقویم گرفتاری ما پر شده از زر

 ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

 خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

 

منطقی و استدلالی بودن دین اسلام

منطقی و استدلالی بودن دین اسلام

اسلام عزیز برای نشرمکتب،با برهان و استدلال وارد میدان شده است و اساس به زور و اجبار نیست.زیرا که شعار اسلام این است:«قُل هاتوا بُرهانکم:بگو برهانتان رابیاورید».۱اوّلین شیوه مورد تاکید اسلام در دعوت به راه خدا «حکمت» است:«اُدعُ إلی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسن:باحکمت و اندرز نیکو به سوی راه پروردگارت دعوت نما و با بهترین شیوه با آنان مجادله کن ».۲
نخستین گام در دعوت به سوی حق استفاده از منطق صحیح ،حکمت و استدلال است و به عبارت دیگر دست انداختن در درون فکر و اندیشه مردم و به حرکت درآوردن آن و بیدار ساختن عقل های خفته،نخستین گام محسوب می شود.شیوه پیامبر(ص) و امامان معصوم (ع) در دعوت به همین روش بوده است.امام علی(ع) حتی در گرماگرم نبرد،وقتی شخصی در باب توحید سئوال کرد،علی رغم اعتراض برخی که این چه وقت طرح این پرسش است،به پاسخ منطقی و استدلالی برخاست.۳
احتجاج های فراوان و بحث های زیادی که پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) با مخالفان کرده اند مؤید این روش است.در این بحث ها استدلال و برهان موج می زند.۴هم خود آنان مقیّد به این روش بوده اند و هم به دوستانشان سفارش می کردند از این شیوه برای گسترش دین بهره گیرند.
اما در اینجا توجه به این نکته ضروری است و آن اینکه امامان در برابر افرادی که «شبهه» داشتند،با آغوش باز هم شبهه را می شنیدند و هم با آرامش و احترام به آن پاسخ می گفتند.اما در برابر افرادی که «شهوت خود پرستی» داشتند و در پی آن بودند که اساس اعتقادات مردم را متزلزل کنند و برای رسیدن به این هدف شیطانی،«القای شبهه» می کردند برخورد دیگری داشتند.اینان توطئه گر فرهنگی هستند.توطئه فرهنگی اگر خطرناکتر از توطئه سیاسی نباشد کمتر نیست.زیرا این توطئه به صورت بنیادی نسلی را تباه کرده و از صراط مستقیم منحرف می کند.
«بدعتگذاران در دین» از مصادیق بارز توطئه گران فرهنگی اند.اینان برای انحراف مردم دست در دین برده و آن را بازیچه خود قرار می دهند و دین را آنگونه که هوسشان می خواهد تفسیر می کنند نه آنگونه که خدا و پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) تفسیرکرده اند.آنان شبهه ندارند که انسان با آنان بحث منطقی بکند،بلکه«شهوت» دارند،شهوت نام! شهوت دنیا!
پیامبر(ص) و امامان(ع) ما شدیدترین برخوردها را با این توطئه گران فرهنگی داشته اند:
بدعتگذاران را بدترین خلق خدا۵ و در روایتی آنان را سگان اهل آتش نامیده اند.۶و فرموده اند:در برخورد با آنان،ابراز تنفر کرده با چهره عبوس برخوردکنید۷ که تکریم آنان تلاش در نابودی اسلام است.۸
نیز دستور داده اند:«از بدعتگذاران اظهار برائت کنید،آنها را ازحیثیت اجتماعی ساقط کنید تا طمع فساد در اسلام و انحراف مردم را نداشته باشند که این سبب می شود خداوند برایتان اجر نوشته،درجات شما را در آخرت بالا ببرد».۹
همچنین به عالمان دین،این سنگرداران مکتب هم دستور داده شده که در برابر آنها موضع بگیرند که در غیر این صورت مشمول لعنت خداوند واقع خواهندشد،نبی گرامی اسلام(ص)فرمود:«إذاظَهَرَت البدعُ فی اُمتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله:زمانی که در امّتم بدعت ها آشکارگشت بر عالم است که علم خویش را آشکارکند،که اگر چنین نکند لعنت خدا بر او باد».۱۰
نیز درباره «غُلات» همین برخورد را ملاحظه می کنیم،غلات کسانی بودند که با سوء استفاده ازمحبوبیت فوق العاده اهل بیت(ع)،امامان را در حد خدایی یا پیامبری بالا می بردند و از این راه مردم را به انحراف می کشاندند.از زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) تا زمان امام عسکر(ع) این مشکل پیوسته برای پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مطرح بوده،اما اوج آن در زمان امام جواد،امام هادی و امام عسکری(علیهم السّلام)بوده است،چراکه معمولاً این امامان تحت نظر بوده دسترسی مردم به آنان آسان نبود.منحرفان از این فرصت استفاده کرده به اغوای مردم می پرداختند.امامان ما با این منحرفان نیز شدید برخورد می کردند.
در روایتی امام صادق(ع) فرمودند:«احذروا علی شبابکم الغلاة لایفسدوهم،فإن الغلاة شرّ خلق الله،یُصغِّرون عظمة الله إنّا لغلاة لشرة من الیهود و النصاری و المجوس و الّذین أشرکوا:مراقب باشید غلات جوانانتان را فاسد نسازند که غلات بدترین بندگان خدا هستندعظمت خداوند را تحقیر کرده و ادعای خدایی برای بندگان خدا می کنند.به خدا قسم همانا غلات بدتر از یهود و نصارا و مجوس و مشرکان می باشند»۱۱٫
اساس اسلام منطق برهان و استدلال است،اما در موردی که برخی بخواهند با سوء استفاده از سماحت اسلام،به اظلال و انحراف پردازند و نسلی را به تباهی بکشند اسلام با اینان،برخورد کرده،جلو آزادی شان را می گیرد.آزادی در اسلام به معنای باز بودن راه برای رشد استعدادهاست و قهراً مرز و حد دارد.و آزادی بی مرز و حد،همان که منحرفان خواهان آنند،در اسلام نیست.
پی نوشت ها
۱- سوره بقره آیه ۱۱۱٫
۲- سوره نحل آیه ۱۲۵٫
۳- التوحید،شیخ صدوق ، ۸۳٫
۴- دراین زمینه رک:اصول کافی ،کتاب التوحید و الحجة،التوحید مرحوم شیخ صدوق،الاحتجاج مرحوم طبرسی که اخیراً انتشارات اُسوه آنرا بصورتی زیبا تصحیح و تحقیق و چاپ کرده است.
۵- عن رسول الله (ص):” أهل البدع شرّالخلق و الخلیقة”.(کنزالعمال،ج ۱،ح ۱۰۹۵).
۶- عن رسول الله (ص):” أهل البدع کلاب أهل النار”.(کنزالعمال،ج ۱،ح ۱۰۹۴).
۷- عن رسول الله(ص):”إذا رایتم صاحب بدعة فاکفهروا فی وجهه”.(کنزالعمال،ج۱ ،ص ۳۸۸،ح ۱۶۷۶).
۸- عن رسول الله:”من أتی ذا بدعة فو قّره فقد سعی فی هدم الإسلام”.(بحار الأنوار،ج ۷۲،ص ۲۶۵).
۹- وسائل شیعة،ج ۱۱،ص ۵۰۸ .
۱۰- اصول کافی،ج ۱،ص ۵۴،باب البدع و الرأی و المقاییس،ح ۲٫
۱۱- بحار الأنوار،ج ۳۵،ص ۲۶۶٫
منبع: عبرتهای عاشوراء – سیّد احمد خاتمی .